۱۳۹۱ بهمن ۲۹, یکشنبه

تناقض گرایی در تناقض یابی


آقای سعید سلطانپور قبول ندارید که انقلاب پنجاه و هفت یک انقلاب سیاه بود؟ انقلابی که گستره سیاهی اش از همان روزهای آغازین به همه مردم ثابت شد و دستاوردهای سیاه تر از سیاه آنرا امروز با تمام وجود لمس میکنیم. انقلابی که در دهه شصت بهترین عزیزان این کشور را درجبهه های جنگ و جوخه های اعدام و در دهه های  هفتاد و هشتاد دانشجویان و مبارزان ملی را از مادر وطن گرفت؟ ولیکن این نظربه معنای این نیست که اهداف و نیات بازوان اجرایی انقلاب هم سیاه بوده و اشاره ایست به ثمره انقلاب. اعتراف به این مسئله را به نحوی از انحا در مطالب امروز تمام بخش های سیاسی اعم از چپ و راست میتوان دید. مسئله ربوده شدن انقلاب و سرکوب طیف های سیاسی همگام با انقلاب هم به نوعی موکد سیاهی انقلاب هست. به تناقضاتی در گفتارو عملکردهای اخیر آقای پهلوی اشاره کردید که صرفا مربوط به یک جمله از بیانیه ایشان در رابطه با بیست و دوم بهمن امسال میشود که در بیانیه مربوطه از انقلاب ایران بعنوان انقلاب سیاه یاد شده و این نوع نگرش را با عملکردهای اخیر ایشان در تضاد میبینید. در تفسیر این تناقض -به ظن شما- خودتان به تناقض گویی روی آوردید که مهمترین تناقض در جایی آشکار میشود که شما عبارت انقلاب سیاه را به عبارت انقلاب ننگین تغییر میدهید. در بیانیه مورد نظر از عبارت انقلاب ننگین به هیچ وجه استفاده نشده و جای تعجب هست که شما چطور این عبارت را از طرف خودتان در متن بیانیه ای که در مقابل همگان قرار دارد اضافه میفرمایید و بر اساس آن نتیجه گیری های آنچنانی میفرمایید . استناد به متن خوانده شده محمد رضا شاه پهلوی در شنیدن صدای انقلاب مردم و واژه انقلاب سیاه هیچگونه ترادف یا تناقضی با هم نداشته. چرا که اصولا در بیانیه مذکور اصل انقلاب زیر سوال نرفته بلکه نتیجه آن مورد اشاره بوده. متعاقبا مجددا شخصیت آقای پهلوی را با رفتار پیشنیانشان مورد تحلیل قرار میدهید در صورتیکه اکثر نیروهای انقلابی و شاید حتی خود جنابعالی هم با این نظریه همدل بوده باشید که سنجش آقای پهلوی و محکوم کردن ایشان به واسطه عملکرد پیشنیانشان عمل منطقی نبوده و مردود میباشد. ودر امتداد برای اثبات این تناقض به دهان دوختن فرخی یزدی اشاره کردید که در زمان رضا شاه پهلوی صورت گرفته بود. چرا نوه ایشان باید پاسخگوی این مسئله باشند ؟هر چند که فرخی یزدی سالها قبل از رضا شاه توس آقای سلطانپور قبول ندارید که انقلاب پنجاه و هفت یک انقلاب سیاه بود؟ انقلابی که سیاه بودن آن از همان روزهای آغازین به همه مردم قابت شد. البته این نظر به معنای این نیست که اهداف انقلاب هم سیاه بوده و این مسئله را به نحوی از انحا تمام بخش های سیاسی اعم از چپ و راست مخالف امروز به آن اذعان دارد. مسئله ربوده شدن انقلاب و سرکوب طیف های سیاسی همگام با انقلاب هم به نوعی موکد نتایج سیاهی انقلاب هست. به تناقضاتی در گفتار آقای پهلوی اشاره کردید که بیشتر مربوط به یک جمله از بیانیه ایشان در رابطه با بیست و دو بهمن امسال میشود که در بالا تشریخ شد ولی در تفصیل خود شما به تناقض گویی روی آوردید که مهمترین تناقض در جایی آشکار میشود که شما عبارت انقلاب سیاه را با عبارتی بنام انقلاب ننگین تغییر میدهید. در بیانیه مورد نظر از عبارت انقلاب ننگین به هیچ وجه استفاده نشده و جای تعجب هست که شما چطور این عبارت را از طرف خودتان متن بیانیه ای که در مقابل همگان قرار دارد اضافه میفرمایید و بر اساس آن نتیجه گیری های آنچنانی میفرمایید . بنابراین استناد به متن خوانده شده محمد رضا شاه پهلوی در شنیدن صدای انقلاب مردم و واژه انقلاب سیاه هیچگونه ترادف یا تناقضی با هم نداشته. چرا که اصولا در بیانیه مذکور اصل انقلاب زیر سوال نرفته بلکه ماهیت اجرایی آن مورد اشاره بوده. متعاقبا مجددا شخصیت آقای پهلوی را با رفتار پیشنیانشان مورد تحلیل قرار میدهید در صورتیکه اکثر نیروهای انقلابی و شاید حتی خود جنابعالی هم با این نظریه همدل بوده باشید که سنجش آقای پهلوی و محکوم کردن ایشان به واسطه عملکرد پیشنیانشان عمل منطقی نبوده و مردود میباشد. ولی برای اثبات این تناقض به دهان دوختن فرخی یزدی کردید که در زمان رضا شاه پهلوی صورت گرفته بود. چرا نوه ایشان باید پاسخگوی این مسئله باشند ؟هر چند که فرخی یزدی سالها قبل از رضا شاه توسط حاکم منصوب قاجار در یزد دهان دوخته شد!  ۱۳۲۷ هجری قمری معادل تقریبی ۱۲۸۷ شمسی 
شایان ذکر هست که خود آقای رضا پهلوی در نوشته ها و بیاناتشان نسبت به عملکردهای نادرستی که در زمان حکومت پدرشان صورت گرفته انتقاد هم داشته اند و در این راستا مستندات زیادی هست . بنابراین در متن خوانده شده توسط محمد رضا شاه پهلوی مبنی بر شنیدن صدای انقلاب مردمی و نظریات فرزند ایشان تناقضی وجود ندارد.
در دفاع از همراهی خودتان با انقلاب پنجاه و هفت میگویید که : اگر باز هم انقلاب ضد دیکتاتوری تکرار شود شما در صف انقلابیون می ایستید ولی اینبار با خمینی همراه نمیشید. و دقیقا همین همراهی که امروزانکارتکرار آن مورد اشاره شما قرار گرفته یکی ازعوامل در تاکید نقش سیاه شدن انقلاب هست. آیا این اعتراف شما به منزله تایید موضوع سیاهی نیست؟
مطالب دیگری که در ادامه بیشتر با انگیزه تخریب شخص رضا پهلوی مطرح کردید را به قضاوت شنوندگان آن مطالب میگذاریم.  

۲ نظر:

  1. خاله پسر شاهزاده رضا پهلوی برای آنانیکه گوش شنو دارند و ذره‌ای از سیاست را می‌فهمند بار‌ها توضیح واضحات داده اند که من تمام تلاشم را بکار میبندم که مردم ایران به صندوق‌های آزادانه رای برسند و پس از آن است که مردم در یک انتخابات آزاد نوع حکومت را تعیین خواهند کرد و من به عنوان یک شهر وند ساده دارای یک رای خواهم بود ،مگرا آقای ستانپور گوش شنو ندارد که این پیام‌ها را بشنود،این آقا از چه میترسد؟ شما به جای اتهام و عدم همکاری و چوب لای چرخ گذاشتن بیایید و آستین‌ها را بالا بزند که در فردا ایران آزاد مدعی اسلاف خلفد مصدّقی و چریکهای وابسته به آنسر اردوگاه کمونیستی نباشید،اگر سرتن در توبره ملاه نیست و سینه برای بیگانگان نمیدارید راه حل تان به جای پرداختن به موضوعاتی که کار‌ها را سنگین تر می‌کند را ارائه نمی‌کنید،کار هربیکاره یی میتواند این باشد که فقط انتقاد بدون راه حل ارائه دهد اینها به خوار خط رسیده اند و از هر راهی‌ برای دوام جمهوری ضّد ایرانی‌ حمایت‌های موذی گرانه را ادامه خواهند داد

    پاسخ دادنحذف
  2. اسلام و تشیع ان دین عقده و حقارت و بدبینی و ادمکشی و مهمتر از همه دین بی وطنی است. جای افرادی مانند رجوی در حقیقت همان زندان اوین بود.جا دارد در این جا از همه کارمندان میهن پرست ساواک سپاسگزاری شود که این موجود بی هویت ضد ایرانی را به اوین کشاندند.متاسفانه به تجربه و دوراندیشی ساواک توجه نشد و شد انچه نباید شود.سازمان رجوی به عنوان جریانی ضد ایرانی و همواره در خدمت دشمنان ملت ایران است. مریم رجوی همانند یک فاحشه جهانی گاهی در رختخواب نماینده گان انگلیس و گاه در بغل امریگائی ها و شریک دولت اسرائیل است.سازمان رجوی گوی خیانت و بی وطنی را از توده ای ها برده اند.

    پاسخ دادنحذف