۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

طرح شکایت از سید علی خامنه ای و واکنشها


پس از اعلام طرح شکایت بر علیه سید علی خامنه ای واکنشهای بسیار متفاوتی را شاهد بوده ایم  . شمارعمده ای از هم میهنان و بخش هایی از اپوزیسیون از طرح مذکورحمایت کردند و برخی نیز به تقدیری بسنده کردند و طبعا بعضا مخالفتهایی هم وجود دارد . به موازات طیفهای موجود منتقدینی نیز وجود دارند که با استفاده از قلم خود مطالبی را به قصد روشنگری در اختیار عموم قرار می دهند . در این راستا نوشتاری در تارنمای خودنویس دیدم که لینک آن را ضمیمه  این نوشتار قرار دادم  و تصمیم دارم باتفاق متن مذکور را مورد کنکاش قرار دهیم  . 

منتقد ؛ 

آقای رضا پهلوی در امور حکومت گذشته دخالتی نداشته اما اطرافیان و طرفداران ایشان که فردا پُست‌های مهم را در اختیار خواهند گرفت، اغلب هوادارانِ شیوه‌ی حکومتِ گذشته‌اند. آقای رضا پهلوی به عنوان پادشاه بدون قدرت قادر نخواهد بود کنترلی بر اِعمالِ قدرتِ این‌گونه افراد داشته باشد. رای اکثریت مردم به تنهایی ضامن استقرار دمکراسی و رعایت حقوق بشر نیست (چنان‌که در نظام‌های فاشیستی و حتی جمهوری اسلامی رای اکثریت مردم بر استقرار آن‌ها بوده است) و نیروهای سیاسی نباید خود را با رای اکثریت مردم هماهنگ کنند.

پاسخ ؛

در جایی که خود رضا پهلوی و هوادارانش  به سیستم سلطنتی فردی معترض هستند ، با استناد به چه منبعی چنین نسبتی به آنان داده شده ؟ مگر رضا پهلوی سیستم پارلمانی را چه از نوع پادشاهی و چه از نوع جمهوری به عنوان نظام مورد علاقه خود اعلام نکرده ؟ مگر هواداران پادشاهی بیشتر طیف مشروطه خواه و پارلمان خواهان نیستند ؟ ضمن اینکه بیشتر مخالفان و عوام امروز ایران خواهان همه پرسی آزاد هستند . بدین معنا که همه مسائل کشوری بدست خود مردم تعیین شود و اما اینکه اطرافیان یک شخص سیاسی زمامداران قدرت در آینده کشور میباشند ، چنانچه بپذیریم به آن حد از تکامل رسیده ایم که خواهان تعیین مسائل کشور بدست خود مردم هستیم و تکامل ناشی از سیر زمان بر ملتمان تاثیرگذار بوده ، پس نباید شرایط امروز را با سال 57 مقایسه کنیم و با چنین ادعایی  توانایی ملتمان را در کنترل سلامت سیاسی کشور به زیر سوال ببریم . ضمن اینکه اگر بر فرض چنین مطلبی نیز دارای اصالتی باشد در مورد تمام شخصیت های سیاسی و اطرافیانشان صدق خواهد کرد .

منفقد ؛

 مسئله اصلی امروز ما سرنگونی حکومت فعلی و به دنبال آن، استقرار نظامی‌ست که بتواند تضمین‌کننده‌ی آزادی‌های مردم و رعایت حقوق بشر باشد و نه تنها استقرار بل‌که حفظ این آزادی‌ها جزو نکات اصلی‌ست که نمی‌توان برنامه‌ریزی در مورد آن‌را به فردا موکول کرد. اگر نظام پادشاهی به تنهایی عامل دیکتاتوری نباشد، با شناختی که از طرفداران فعلی نظام پادشاهی وجود دارد، احتمال تحمیل استبداد و سرکوب آزادی‌ها بسیار است. نظام پادشاهی می‌تواند دمکرات و نظام جمهوری می‌تواند دیکتاتوری باشد ولی اگر نظام پادشاهی که ادامه‌ی یک جریان چند هزار ساله‌ی تاریخی‌ست به هر دلیل سرنگون شود و به جای آن نظام جمهوری مستقر گردد، بازگرداندن جمهوری به پادشاهی، بازگشت به گذشته و امری بی‌مبنا و بی‌دلیل است و سپردن زمام امور و قدرت سیاسی برای یک مدت کوتاه و معین به دست اشخاص، امکان نضج‌گیری استبداد را کاهش می‌دهد و بر روال قدیمی و بی‌مبنای حکومت وراثتی و خاندانی که در مقطعی –که می‌تواند امروز نباشد- ممکن است به اِعمالِ استبداد بینجامد نقطه‌ی پایان 
می‌نهد

پاسخ ؛

با چه منطق و استدلالی رفتار قشری از حامعه را میتوان الگویی برای سلامت یا ناسلامتی یک سیستم حکومتی قرار داد ؟ غالبا برای شناخت یک پدیده به خصیصه ها و مشخصات همان پدیده باید توجه داشت . وضمن اینکه با بحث در مورد کارآمدی سیستم پادشاهی و یا جمهوری نگارنده ثابت کرده که پیش از آزادی کشور و رهایی ملت دردمندمان بیشتر برای نوع حکومت مورد علاقه خود نگران هستند . و این خودخواهی  معضل دیرینه ایست که در طی سی سال به راحتی آزادی میهن و ملتمان را به تعویق انداخته است .

منتقد ؛

استفاده از القاب برتری‌دهنده، برای یک فرد سیاسی یا یک حاکم، طبق تجربه‌ی تاریخی در کشور ما، آغازگر بت‌سازی و بت‌پرستی بوده است، بنابراین با وجودِ شاه زادگی، باید از استفاده از القابی این‌چنین -که نوعی برتری نسبت به دیگران به وجود می آورد- به طور جدّی خودداری کرد

پاسخ ؛

در ابتدا اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه در تاریخ بوقوع پیوسته امروز هم به همان شکل نمایان شود . چرا که باز هم پدیده ای بنام تکامل بر سر راه قرار میگیرد . ضمن اینکه چنانچه ملتی با استفاده ازالقاب به بت سازی مبتلا میشوند ، در واقع باید از آن ملت ایراد گرفت نه از القاب .  با ارتقا حاصله در سطح سواد و فرهنگ جامعه ما  زمینه برای بت سازی و شخص پرستی  بسیار کم یا نشدنی خواهند بود .
ضمن اینکه این را هم باید بپذیریم که حق انتخاب در کاربری از القاب مستقیما با خود افراد یک جامعه هست و تحمیل نظر شخصی خود نوعی دیکتاتوریست.

منتقد؛

 آقای رضا پهلوی به عنوان یک کنش‌گر سیاسی نباید صرفاً دنباله‌روی خواست مردم باشد بل‌که باید بهترین راهِ حل‌ها را به مردم ارائه دهد. به فرض محال، اگر اکثریت مردم ایران، خواهان استقرار یک حکومت فاشیستی باشند، آقای رضا پهلوی نمی‌تواند آن را بپذیرد و باید راه درست را نشان دهد

پاسخ ؛

با این نوع نگرش نگارنده مطلب نشان داده که علیرغم تمایلشان به نوع نظام جمهوری ، به مصلحت اندیشی های فردی هم اعتقاد دارند که جمهوری اسلامی و ولی فقیه نمونه بارز آن میباشند . پس احترام به خواست مردم در کجای معادله قرار دارد ؟

منفقد ؛

 در یک کشور با بافت قومی و فرهنگی مختلف در دورانی که رسانه‌های مدرن، اطلاعات شرق و غرب عالم را به آگاهی مردم می‌رسانند، وجود یک شخص به نام پادشاه ضامن به هم پیوستگی مردم نیست بل‌که عواملی مانند برابری حقوق اقوام و اقلیت‌ها و ایجاد حس مالکیّت بر کل سرزمین و خارج کردن قدرت و ثروت کشور از انحصار مرکزنشینان و تقسیم عادلانه‌ی آن میان تمام بخش‌های ایران، این پیوستگی را با، یا، بدون پادشاه به وجود خواهد آورد
پاسخ ؛
بنده متوجه نشدم که دوران رسانه ای شرق و غرب چگونه عامل یکپارچگی بودن یک پادشاه را رد میکند ! باری این هم نظریست و قابل احترام .

منتقد ؛

- تندروها و متعصب‌ها –که فردا قدرت را در واقع آن‌ها به دست خواهند گرفت- چه در میان طرفداران نظام پادشاهی چه در میان طرفداران نظام جمهوری باید با صراحت و قدرت به کنار رانده شوند. در حال حاضر یکی از اصول استقرار و حفظ دمکراسی، پس‌راندنِ این عناصرِ مخرب با نام‌های مختلف است...

پاسخ ؛

تندروی و تعصب یک معضل فرهنگی هست . تنها به سیاسیون منتهی ننمیشود . بامید روزی که این خصلتها در جامعه ما از بین برود .


منتقد ؛

این‌ها عمده استدلال‌های طرفداران نظام پادشاهی و طرفداران نظام جمهوری‌ست که به کرّات در بحث‌ها و گفت‌وگوها به کار برده شده ولی ظاهراً هیچ‌یک از طرفین را راضی نکرده است. بنابراین یا باید بر این استدلال‌ها نکته‌ی جدیدی افزود، یا شیوه‌ی ارائه‌ی این استدلال‌ها را تغییر داد تا بتواند بر طرف دیگر تاثیر بگذارد. اگر چنین نشود ما هم‌چنان در دایره‌ی بسته‌ی این بحث‌ها دور خواهیم زد که نتیجه‌ی آن عصبیت‌ها و پرخاش‌گری‌های دو طرف خواهد بود.

 پاسخ ؛

آنچه که ما در بالا خواندیم مربوط به هواداران نظام پادشاهی و رضا پهلوی بود . نقش جمهوری خواهان مورد استناد در کجای مطلب ایفا شد که به چشم نیامد ؟ ضمن اینکه با استناد به چه دستاوردی میتوان اذعان داشت که پادشاهی خواهان و جمهوری خواهان با یکدیگر سر جنگ دارند ؟

تصمیم گیری و داوری در مورد مطالب بعهده خوانندگان عزیز این مطلب .


۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

نقدی بر نقدی


  • انتقاد از رضا پهلوی، خیانت نیست


سخنی با نگارنده مطلب انتقادی . هر کس منجمله خود رضا پهلوی معتقد به انتقاد هست و کمتر انسان معقولی آن را خیانت به حساب می آورد . چندی پیش رضا پهلوی در حذف لینک یکی از منتقدانش در بالاترین مطلبی را به اشتراک گذاشت و نسبت به حذف لینک اعتراض کرد و این حرکت را میتوان دقیقا نقطه مقابل عنوان نوشته نگارنده دانست . باری چنانچه متن انتقادی مورد توجه قرار بگیرد ، کاملا مشهود است که نگارنده گرامی مرز بین تمسخر و اهانت و اتهامات غیر مستند را از انتقاد تمییز نداده است . زمانی که انتقاد دارای سندیت و یا وجهه معقول نباشد دیگر نام آن انتقاد نیست بلکه اتهامات بی اساسیت که هیچگونه فرایند ناشی از ویژگی های انتقاد را در بر نخواهد داشت . ضمن اینکه اصولا نقد کردن به معنای مورد بررسی قرار دادن میباشد نه صرفا مخالفت کردن .قضاوت در مورد این متن را بعهده خوانندگان میگذارم . هدف من در این عمل دفاع از شرافت قلم و آگاهی رسانی هست و نه صرفا حمایت از رضا پهلوی . 





۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

چرا نمیتوان با اچ تی تی پی اس به بالاترین وارد شد ؟

علت اینکه بالاترین مسیر اچ تی تی پی اس را بسته چه هست ؟ چرا کاربران نباید با امنیت کافی به این سایت وارد شوند ؟ آیا میتوان به بالاترین اعتماد داشت ؟ در تایید این مطلب شما را به خواندن لینک زیرکه در مورد تفاوت اچ تی تی پی اس با اچ تی تی پی میباشد ، دعوت میکنم .

http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:O-
zt6zrvOYUJ:x3rx3s.persianblog.ir/tag/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+https+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87&cd=5&hl=en&ct=clnk&gl=ca

پشت پرده های انقلاب - جعفر شفیع زاده

ناکفته های محافظ روح الله خمینی از نوفل لوشاتو تا جماران


http://www.mediafire.com/?jumymmn1f3z 

۱۳۹۰ آذر ۸, سه‌شنبه

۱۳۹۰ آذر ۴, جمعه

زندانی سیاسی

زندانی سیاسی 
اسیری در چنگال سیاه سرکوب و اختناق برای دارا بودن تفکر و آرمان . از خود گذشته ای که رفاه و شیرینی زندگی اجتماعی خود را تحت تاثیر اهداف والای انسانی قرار میدهد . 
پدیده دردآوری که در رژیم های استبدادی و ارتجاعی مانند جمهوری اسلامی امری عادی و متداول قلمداد می گردد . 
بالغ بر سه دهه میباشد که فرزندان مادر میهن مان مجاز به داشتن آزادی اندیشه و بیان نمی باشند . جرم داشتن تفکررا پاسخی به غیر از سلولهای مرگ تدریجی انسانی و سرب سوزان نیست . 
سه دهه است که قرزندان صاحب اندیشه میهن مان را دسته دسته به اعدام های گروهی و گورهای دسته جمعی میسپارند . 
این تسلسل تا به کی ؟ مرگ اشعار بهاری تا به کی ؟ پنهان نمودن تفکر در پستوی خانه ها تا به کی ؟ تا به کی باید نظاره گر خاموش اعدام تفکر باشیم ؟
امروز به نام ایران و انسانیت خود را موظف به حمایت از هم میهنان دربندم میدانم . امروز همانند رضا پهلوی برای دفاع از حقوق هموطنانم به گرایش های تفکری دربندان نگاه نمی کنم . چرا که براستی دفاع از حقوق گزینشی نیست . 
هم ریشه های دربندم ، صاحبان آرمانهای والای میهنم ، سازندگان ایران فردا را با 
عطف به شکوائیه شاهزاده رضا پهلوی حمایت میکنم.
2011HR8712
با امید به ایران آزاد 
پاینده ایران

۱۳۹۰ آذر ۱, سه‌شنبه

ایرانیان و خیزش های ملی و مبارزه امروز







با مروری گذرا بر تاریخ کشورمان در میابیم که در مسیر زندگی سیاسی ملت ایران ، هر گاه فشارهای وارده از جانب حکومت های غاصب خارجی و داخلی بر مردم کشورمان افزایش یافته، جامعه ایرانی با گرایش به اصالت ملی خود موفق به خیزش های سرنوشت ساز در جهت رهایی میهن گشته اند .


برای مثال میتوان به خیزش خرمدینان ، سیاه جامگان ، فتیان ، سربداران و غیره اشاره نمود . در دوران سیاه وشوم سی و سه ساله حکومت دینی بر کشورمان ، چند سالیست که شاهد مجدد گرایش های مردمی به سمت تاریخ و فرهنگ اصیل ایرانی هستیم . خانه ای از ایرانیان نیست که با نشان هایی از دوران با شکوه تاریخ ایرانی آراسته نشده باشد.


این پدیده از چشمان تیزبین دشمنان سوگند خورده کشور ما مخفی نمانده و به نحوی از این گرایش ها در جهت حفظ منافع خود بهره برداری می نمایند . به همین منظور مشاهده میگردد که رئیس جمهور منتخب ولی فقیه که هیچگونه علاقه ای به تمدن و فرهنگ ایرانی ندارد با اهدافی عوام فریبانه در جهت کسب اعتبار ملی از نام کوروش بزرگ بهره برداری نموده و با آوردن منشور کوروش به ایران در صدد تحکیم جایگاه خود می افتد . یکی دیگر از راهکارهای بهره وری دشمنان از گرایشات نام برده این است که عده ای از عوامل حکومتی در فضای مجازی با نام های اصیل ایرانی در بین ایرانیان پخش شده و با تندروی در تبلیع آیین کهن و تقابل غیر منطقی و فحاشی به اسلام که باور بخشی از مردم کشور می باشد ، زمینه انزجار از آیین کهن و تحریک احساسات بخش مسلمان کشور را فراهم نموده تا بدین شیوه سبب عدم یکپارچگی ملی که نتیجه آن خیزش است ، گردند . در همین راستا مزدوران و عوامل دست نشانده با تحریک احساسات ملی هر از چند گاهی مسئله ای را به جهت انحراف اذهان مطرح مینمایند که از آن جمله میتوان به مسائل تجزیه طلبی و مسئله خلیج پارس و یا غارت منابع تاریخی اشاره نمود . بعنوان مثال به مسئله هواداران تیم فوتبال تراکتور سازی تبریز میتوان اشاره کرد که همواره هواداران تیم مزبور با شعارهای هویت طلبی ونمادهایی از کشورهای ترکیه و آذربایجان بطور آشکار در استادیوم های فوتبال ظاهر شده و در کشوری که کوچکترین آواز اعتراضی برای ابتدایی ترین حقوق سرکوب می گردد ،آزادنه خودنمایی میکنند . حضور این افراد به طور محرز در چنین شرایطی تنها گویای این مطلب میباشد که این افراد بدون حمایت عناصر حکومتی ، هیچگاه توان ابراز موجودیت نداشته و کماکان این مورد همچون موارد دیگر بازیچه ای برای انحراف اذهان میباشد.


بنابراین جا دارد هم میهنان مبارز هشیارتر از پیش فریب این گونه سیاست ها را نخورده و ضمن توجه به این مطلب که این گونه بازی های حکومتی میتواند یکپارچگی کشور ما را به خطر بیاندازد ، در عین حال سیاست ناجوانمردانه ای بیش نیست . در برهه حساس امروز که کشور ما از داخل و خارج در معرض تهدیدات گوناگون میباشد، آگاهی رسانی ، همدلی ملی ، یافتن اشتراکات بجای گرایشات ایدئولوژیکی ، ضرورت محسوس جامعه مبارز ایرانی برای پیروزی در خیزش ملی این دوره از تاریخ سیاه میهن مان میباشد .






پاینده ایران



۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه

آزادیخواهی یا دگماتیسم












یکی از مباحث مهم اپوزیسیون چگونگی دستیابی به یکپارچگی هست که حاصل آن براندازی حکومت مستبد و آزادی میهن است . درگیری های عقیدتی و نگرش های مطلق بدور از انعطاف بنوبه خود معضل محسوسیت که کمتر به آن پرداخته شده است .این تضادها در سیر زمان به صورت نوعی کشمکش های غیر اصولی و نامعقول خودنمایی نموده که حاصل آن به جز ایجاد شکاف و عمیق تر کردن فاصله ها نبوده است . ظاهرا سیاسیون مصمم بر آن هستند که آینده میهن مان را در چهارچوب تفکری یکدست و منطبق به آرمان خود ببینند که خود خواسته ای غیر منطقی و دور از اصول آزادی خواهی میباشد .


گزینه عوام پسندی که این روزها از جانب بیشتر نیروهای اپوزیسیون بعنوان اصول اساسی مبارزه مطرح میگردد ، دموکراسی و آزادی برای ایران فرداست . که در مقام گفتاری بسیار جالب و پسندیده میباشد . ولی آیا این گزینه ها در عمل نیز به اجرا در آمده ؟ زمانی که به نحوه برخورد هم میهنان بعنوان دگراندیش توجه کنیم با کمال حیرت میبینیم که در نوع برخورد و گفتار و خواسته ها نشانی از آزاداندیشی دیده نمیشود . چرا که بیشتر گفتمان ها در چهارچوبی نامعقول به نوعی دگماتیسم تبدیل شده و تضادها در غالب خذف فیزیکی دگراندیش خودنمایی میکند . بدین ترتیب گفتمان هایی که برای ایجاد فصل مشترک برای براندازی و دستیابی به تفاهمات بوحود می آید به آسانی به سرکوب ها و ترورهای شخصیتی و تفکری منتج می گردد . حال آنکه یکی از خصیصه های جامعه دموکرات آزادی تفکرات گوناگون است .


پرسشی که در اذهان بوجود میاید این هست که هدف از مشارکت در مسائل سیاسی کشور برای روندگان این مسیر چه میباشد؟


به نظر حس میهن و ملت دوستی و خدمت به جامعه از اصلی ترین انگیزه ها میباشند که به نوبه خود امری ستودنیست . ولی متاسفانه این انگیزه در سیر تکاملی خود که گرایش های تشکیلاتی یکی از ارکان آن میباشد ، به گونه ای ایدئولوژی خشونت گرا تبدیل شده که تقابل در گفتار و خشونت در عمل از عمده نتایج آن است که امروزه به وفور در قشر سیاسی مشاهده میشود .


در این میان جمهوری اسلامی و عمال حامی او از این دگم اندیشی ها نهایت فایده را برده و در عمیق تر نمودن شکاف بین مبارزان چه در خارح و چه در داخل به حد نهایت بهره برداری نموده و به اشکال مختلف در عمیق تر نمودن شکافها اقدام مینماید . در کل فرایند این موضوع تنها به تداوم جمهوری اسلامی کمک نموده است .


ابهام در این است که آیا مبارزان تا کنون به این معضل پی نبرده اند ؟ یا پی برده اند و کماکان معتقد هستند که باید آزادی را فدای گرایشهای ایدئولوژیک نمایند ؟ یا اصولا راه حل مسئله را نیافته اند .


آزاد اندیشی و برخوردهای دموکراتیک مستلزم قدرت کنترل نبایدها ست که نیازمند یک سری توانایی های ذاتی و سپس اکتسابیست . وسیاسیون ما برای بدست آوردن این توانایی به آموزش و تمرین احتیاج دارند .و در اینصورت است که میتوان به آینده آزاد میهن امید داشت . در غیر اینصورت همواره با انواع حکومت های تمامیت خواه روبرو خواهیم بود و این تسلسل تا زمان حصول قابلیت واقعی آزاد اندیشی ادامه خواهد یافت .


به امید آزاد اندیشی هم میهنان


پاینده ایران