۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه

آزادیخواهی یا دگماتیسم












یکی از مباحث مهم اپوزیسیون چگونگی دستیابی به یکپارچگی هست که حاصل آن براندازی حکومت مستبد و آزادی میهن است . درگیری های عقیدتی و نگرش های مطلق بدور از انعطاف بنوبه خود معضل محسوسیت که کمتر به آن پرداخته شده است .این تضادها در سیر زمان به صورت نوعی کشمکش های غیر اصولی و نامعقول خودنمایی نموده که حاصل آن به جز ایجاد شکاف و عمیق تر کردن فاصله ها نبوده است . ظاهرا سیاسیون مصمم بر آن هستند که آینده میهن مان را در چهارچوب تفکری یکدست و منطبق به آرمان خود ببینند که خود خواسته ای غیر منطقی و دور از اصول آزادی خواهی میباشد .


گزینه عوام پسندی که این روزها از جانب بیشتر نیروهای اپوزیسیون بعنوان اصول اساسی مبارزه مطرح میگردد ، دموکراسی و آزادی برای ایران فرداست . که در مقام گفتاری بسیار جالب و پسندیده میباشد . ولی آیا این گزینه ها در عمل نیز به اجرا در آمده ؟ زمانی که به نحوه برخورد هم میهنان بعنوان دگراندیش توجه کنیم با کمال حیرت میبینیم که در نوع برخورد و گفتار و خواسته ها نشانی از آزاداندیشی دیده نمیشود . چرا که بیشتر گفتمان ها در چهارچوبی نامعقول به نوعی دگماتیسم تبدیل شده و تضادها در غالب خذف فیزیکی دگراندیش خودنمایی میکند . بدین ترتیب گفتمان هایی که برای ایجاد فصل مشترک برای براندازی و دستیابی به تفاهمات بوحود می آید به آسانی به سرکوب ها و ترورهای شخصیتی و تفکری منتج می گردد . حال آنکه یکی از خصیصه های جامعه دموکرات آزادی تفکرات گوناگون است .


پرسشی که در اذهان بوجود میاید این هست که هدف از مشارکت در مسائل سیاسی کشور برای روندگان این مسیر چه میباشد؟


به نظر حس میهن و ملت دوستی و خدمت به جامعه از اصلی ترین انگیزه ها میباشند که به نوبه خود امری ستودنیست . ولی متاسفانه این انگیزه در سیر تکاملی خود که گرایش های تشکیلاتی یکی از ارکان آن میباشد ، به گونه ای ایدئولوژی خشونت گرا تبدیل شده که تقابل در گفتار و خشونت در عمل از عمده نتایج آن است که امروزه به وفور در قشر سیاسی مشاهده میشود .


در این میان جمهوری اسلامی و عمال حامی او از این دگم اندیشی ها نهایت فایده را برده و در عمیق تر نمودن شکاف بین مبارزان چه در خارح و چه در داخل به حد نهایت بهره برداری نموده و به اشکال مختلف در عمیق تر نمودن شکافها اقدام مینماید . در کل فرایند این موضوع تنها به تداوم جمهوری اسلامی کمک نموده است .


ابهام در این است که آیا مبارزان تا کنون به این معضل پی نبرده اند ؟ یا پی برده اند و کماکان معتقد هستند که باید آزادی را فدای گرایشهای ایدئولوژیک نمایند ؟ یا اصولا راه حل مسئله را نیافته اند .


آزاد اندیشی و برخوردهای دموکراتیک مستلزم قدرت کنترل نبایدها ست که نیازمند یک سری توانایی های ذاتی و سپس اکتسابیست . وسیاسیون ما برای بدست آوردن این توانایی به آموزش و تمرین احتیاج دارند .و در اینصورت است که میتوان به آینده آزاد میهن امید داشت . در غیر اینصورت همواره با انواع حکومت های تمامیت خواه روبرو خواهیم بود و این تسلسل تا زمان حصول قابلیت واقعی آزاد اندیشی ادامه خواهد یافت .


به امید آزاد اندیشی هم میهنان


پاینده ایران










هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر