پس از -به قولی- کودتای انتخاباتی سال هشتادو هشت و حضور طیفی به نام اصلاح طلب حکومتی در خارج از کشور، با توجه به شواهد و نتایج بدست آمده از انتخابات قهرمانانه دوره یازدهم که همراه با برقراری مجدد ارتباط با دنیای غرب می باشد، میتوان اقرار نمود طیف مذکور در تسخیر فضای سیاسی خارج از کشور از طیف سنتی برانداز موفق تر عمل نمودند. این مسئله را می توان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد و صرف نظر از امکاناتی که -با اتکا به مستندات- کشورهای غربی در اختیار آنان قرار دادند، نظر در این نوشته اشاره به بخش اجتماعی در مقایسه بین دو طیف سنتی و خودجوش و قشر اصلاح طلب می باشد.
یکی از مشکلات عمده طیف سنتی در تاثیر گذاری بر اذهان عمومی، تفویض توان عقلانی و منطقی به کنش و واکنش های احساسیست که عمدتا ریشه درمصائب و موانع دوران مهاجرت و پناهندگی و یا جاگیری در کشورهای جدید محل اقامت آنان دارد. از طرفی مدت طولانی دوری از کشور و تا اندازه ای فاصله گرفتن از فرهنگ اجتماعی حاکم روز و دگرگونی های ناشی از گذر زمان بر فرهنگ و خواسته های مردم درون کشور نیز مزید بر علت شده است. فشارهای روحی و روانی ناشی از عوارض عوامل مذکور ناخواسته تاثیرگذار بر روند مشارکت و حرکت های جمعی قشر سنتی گردیده و آنان را تبدیل به افرادی زودرنج و حساس به مسائل و تا اندازه ای متوقع در حقوق از دست داده نموده است و در کل افرادی که احساسات آنان برنیروی عقلانی آنان حاکم و یا توام شده است. در مقابل طیف اصلاح طلب و و ابسته به نظام افرادی هستند که تا دیروز در مناصب مختلف حکومتی و اجتماعی با توجه به همراهی پیشینه دار با نظام از کلیه امکانات رفاهی برخوردار بوده اند و به همین علت هم در نگاره ها و خطابه های آنان کمتر اشاره ای به فقر و وضعیت معاشی سخت حاکم بر مردم گشته است و اگر هم اشاره ای شده به شکل ابزار تخریبی در برابر دولت نهم و دهم می بوده که ظاهرا یکی از ریشه های اصلی مخالفت آنان می بوده است. پس از خروج از ایران نیز با حمایت های خاص به سرعت و به آسانی به کشورهای دوم و سوم منتقل شده و با سرمایه های از پیش در اختیار داشته و یا حمایت مالی کشورهای غربی (بعضا هم حمایت مالی از درون نظام ) با مشقت های دوران مهاجرت و پناهندگی طیف برانداز خودجوش روبرو نبوده اند. از بدو خروج جایشان در خبرگزاری ها و پشت کامپیوترهای مجهز و میزهای کنفرانس ها و سمینارها بوده و نیازمند به انجام کارهای فیزیکی برای امرار معاش نبوده اند. لذا این افراد کمتر از نیروی احساسات تبعیت کرده و بیشتر پیرو سیاست های برنامه ریزی و مدیریت شده می باشند و در برخوردهای اجتماعی و ارتباطات و مناسبات از قوه تعقل و نیروی اعتدال دموکراتیک نمایشی برخوردارند.
هدف از نگارش این مطلب تنها اشاره به بخشی از جو حاکم بر فضای خارج بوده و اهم آن جلب نظر طیف سنتی ، خودجوش و غیر وابسته در تغییر روش های اعمال شده و دعوت همگان به اتحاد برای متمرکز نمودن نیروها و امکانات به عنوان فاکتورهای ارزشمند برای پیروزی های آتیه می باشد.
