پس از اعلام طرح شکایت بر علیه سید علی خامنه ای واکنشهای بسیار متفاوتی را شاهد بوده ایم . شمارعمده ای از هم میهنان و بخش هایی از اپوزیسیون از طرح مذکورحمایت کردند و برخی نیز به تقدیری بسنده کردند و طبعا بعضا مخالفتهایی هم وجود دارد . به موازات طیفهای موجود منتقدینی نیز وجود دارند که با استفاده از قلم خود مطالبی را به قصد روشنگری در اختیار عموم قرار می دهند . در این راستا نوشتاری در تارنمای خودنویس دیدم که لینک آن را ضمیمه این نوشتار قرار دادم و تصمیم دارم باتفاق متن مذکور را مورد کنکاش قرار دهیم .
منتقد ؛
آقای رضا پهلوی در امور حکومت گذشته دخالتی نداشته اما اطرافیان و طرفداران ایشان که فردا پُستهای مهم را در اختیار خواهند گرفت، اغلب هوادارانِ شیوهی حکومتِ گذشتهاند. آقای رضا پهلوی به عنوان پادشاه بدون قدرت قادر نخواهد بود کنترلی بر اِعمالِ قدرتِ اینگونه افراد داشته باشد. رای اکثریت مردم به تنهایی ضامن استقرار دمکراسی و رعایت حقوق بشر نیست (چنانکه در نظامهای فاشیستی و حتی جمهوری اسلامی رای اکثریت مردم بر استقرار آنها بوده است) و نیروهای سیاسی نباید خود را با رای اکثریت مردم هماهنگ کنند.
پاسخ ؛
آقای رضا پهلوی در امور حکومت گذشته دخالتی نداشته اما اطرافیان و طرفداران ایشان که فردا پُستهای مهم را در اختیار خواهند گرفت، اغلب هوادارانِ شیوهی حکومتِ گذشتهاند. آقای رضا پهلوی به عنوان پادشاه بدون قدرت قادر نخواهد بود کنترلی بر اِعمالِ قدرتِ اینگونه افراد داشته باشد. رای اکثریت مردم به تنهایی ضامن استقرار دمکراسی و رعایت حقوق بشر نیست (چنانکه در نظامهای فاشیستی و حتی جمهوری اسلامی رای اکثریت مردم بر استقرار آنها بوده است) و نیروهای سیاسی نباید خود را با رای اکثریت مردم هماهنگ کنند.
پاسخ ؛
در جایی که خود رضا پهلوی و هوادارانش به سیستم سلطنتی فردی معترض هستند ، با استناد به چه منبعی چنین نسبتی به آنان داده شده ؟ مگر رضا پهلوی سیستم پارلمانی را چه از نوع پادشاهی و چه از نوع جمهوری به عنوان نظام مورد علاقه خود اعلام نکرده ؟ مگر هواداران پادشاهی بیشتر طیف مشروطه خواه و پارلمان خواهان نیستند ؟ ضمن اینکه بیشتر مخالفان و عوام امروز ایران خواهان همه پرسی آزاد هستند . بدین معنا که همه مسائل کشوری بدست خود مردم تعیین شود و اما اینکه اطرافیان یک شخص سیاسی زمامداران قدرت در آینده کشور میباشند ، چنانچه بپذیریم به آن حد از تکامل رسیده ایم که خواهان تعیین مسائل کشور بدست خود مردم هستیم و تکامل ناشی از سیر زمان بر ملتمان تاثیرگذار بوده ، پس نباید شرایط امروز را با سال 57 مقایسه کنیم و با چنین ادعایی توانایی ملتمان را در کنترل سلامت سیاسی کشور به زیر سوال ببریم . ضمن اینکه اگر بر فرض چنین مطلبی نیز دارای اصالتی باشد در مورد تمام شخصیت های سیاسی و اطرافیانشان صدق خواهد کرد .
منفقد ؛
مسئله اصلی امروز ما سرنگونی حکومت فعلی و به دنبال آن، استقرار نظامیست که بتواند تضمینکنندهی آزادیهای مردم و رعایت حقوق بشر باشد و نه تنها استقرار بلکه حفظ این آزادیها جزو نکات اصلیست که نمیتوان برنامهریزی در مورد آنرا به فردا موکول کرد. اگر نظام پادشاهی به تنهایی عامل دیکتاتوری نباشد، با شناختی که از طرفداران فعلی نظام پادشاهی وجود دارد، احتمال تحمیل استبداد و سرکوب آزادیها بسیار است. نظام پادشاهی میتواند دمکرات و نظام جمهوری میتواند دیکتاتوری باشد ولی اگر نظام پادشاهی که ادامهی یک جریان چند هزار سالهی تاریخیست به هر دلیل سرنگون شود و به جای آن نظام جمهوری مستقر گردد، بازگرداندن جمهوری به پادشاهی، بازگشت به گذشته و امری بیمبنا و بیدلیل است و سپردن زمام امور و قدرت سیاسی برای یک مدت کوتاه و معین به دست اشخاص، امکان نضجگیری استبداد را کاهش میدهد و بر روال قدیمی و بیمبنای حکومت وراثتی و خاندانی که در مقطعی –که میتواند امروز نباشد- ممکن است به اِعمالِ استبداد بینجامد نقطهی پایان
مینهد
پاسخ ؛
با چه منطق و استدلالی رفتار قشری از حامعه را میتوان الگویی برای سلامت یا ناسلامتی یک سیستم حکومتی قرار داد ؟ غالبا برای شناخت یک پدیده به خصیصه ها و مشخصات همان پدیده باید توجه داشت . وضمن اینکه با بحث در مورد کارآمدی سیستم پادشاهی و یا جمهوری نگارنده ثابت کرده که پیش از آزادی کشور و رهایی ملت دردمندمان بیشتر برای نوع حکومت مورد علاقه خود نگران هستند . و این خودخواهی معضل دیرینه ایست که در طی سی سال به راحتی آزادی میهن و ملتمان را به تعویق انداخته است .
منتقد ؛
استفاده از القاب برتریدهنده، برای یک فرد سیاسی یا یک حاکم، طبق تجربهی تاریخی در کشور ما، آغازگر بتسازی و بتپرستی بوده است، بنابراین با وجودِ شاه زادگی، باید از استفاده از القابی اینچنین -که نوعی برتری نسبت به دیگران به وجود می آورد- به طور جدّی خودداری کرد
پاسخ ؛
در ابتدا اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه در تاریخ بوقوع پیوسته امروز هم به همان شکل نمایان شود . چرا که باز هم پدیده ای بنام تکامل بر سر راه قرار میگیرد . ضمن اینکه چنانچه ملتی با استفاده ازالقاب به بت سازی مبتلا میشوند ، در واقع باید از آن ملت ایراد گرفت نه از القاب . با ارتقا حاصله در سطح سواد و فرهنگ جامعه ما زمینه برای بت سازی و شخص پرستی بسیار کم یا نشدنی خواهند بود .
ضمن اینکه این را هم باید بپذیریم که حق انتخاب در کاربری از القاب مستقیما با خود افراد یک جامعه هست و تحمیل نظر شخصی خود نوعی دیکتاتوریست.
منتقد؛
آقای رضا پهلوی به عنوان یک کنشگر سیاسی نباید صرفاً دنبالهروی خواست مردم باشد بلکه باید بهترین راهِ حلها را به مردم ارائه دهد. به فرض محال، اگر اکثریت مردم ایران، خواهان استقرار یک حکومت فاشیستی باشند، آقای رضا پهلوی نمیتواند آن را بپذیرد و باید راه درست را نشان دهد
پاسخ ؛
با این نوع نگرش نگارنده مطلب نشان داده که علیرغم تمایلشان به نوع نظام جمهوری ، به مصلحت اندیشی های فردی هم اعتقاد دارند که جمهوری اسلامی و ولی فقیه نمونه بارز آن میباشند . پس احترام به خواست مردم در کجای معادله قرار دارد ؟
منفقد ؛
در یک کشور با بافت قومی و فرهنگی مختلف در دورانی که رسانههای مدرن، اطلاعات شرق و غرب عالم را به آگاهی مردم میرسانند، وجود یک شخص به نام پادشاه ضامن به هم پیوستگی مردم نیست بلکه عواملی مانند برابری حقوق اقوام و اقلیتها و ایجاد حس مالکیّت بر کل سرزمین و خارج کردن قدرت و ثروت کشور از انحصار مرکزنشینان و تقسیم عادلانهی آن میان تمام بخشهای ایران، این پیوستگی را با، یا، بدون پادشاه به وجود خواهد آورد
پاسخ ؛
بنده متوجه نشدم که دوران رسانه ای شرق و غرب چگونه عامل یکپارچگی بودن یک پادشاه را رد میکند ! باری این هم نظریست و قابل احترام .
منتقد ؛
- تندروها و متعصبها –که فردا قدرت را در واقع آنها به دست خواهند گرفت- چه در میان طرفداران نظام پادشاهی چه در میان طرفداران نظام جمهوری باید با صراحت و قدرت به کنار رانده شوند. در حال حاضر یکی از اصول استقرار و حفظ دمکراسی، پسراندنِ این عناصرِ مخرب با نامهای مختلف است...
پاسخ ؛
تندروی و تعصب یک معضل فرهنگی هست . تنها به سیاسیون منتهی ننمیشود . بامید روزی که این خصلتها در جامعه ما از بین برود .
منتقد ؛
اینها عمده استدلالهای طرفداران نظام پادشاهی و طرفداران نظام جمهوریست که به کرّات در بحثها و گفتوگوها به کار برده شده ولی ظاهراً هیچیک از طرفین را راضی نکرده است. بنابراین یا باید بر این استدلالها نکتهی جدیدی افزود، یا شیوهی ارائهی این استدلالها را تغییر داد تا بتواند بر طرف دیگر تاثیر بگذارد. اگر چنین نشود ما همچنان در دایرهی بستهی این بحثها دور خواهیم زد که نتیجهی آن عصبیتها و پرخاشگریهای دو طرف خواهد بود.
پاسخ ؛
آنچه که ما در بالا خواندیم مربوط به هواداران نظام پادشاهی و رضا پهلوی بود . نقش جمهوری خواهان مورد استناد در کجای مطلب ایفا شد که به چشم نیامد ؟ ضمن اینکه با استناد به چه دستاوردی میتوان اذعان داشت که پادشاهی خواهان و جمهوری خواهان با یکدیگر سر جنگ دارند ؟
تصمیم گیری و داوری در مورد مطالب بعهده خوانندگان عزیز این مطلب .