http://www.4shared.com/document/DxnPs7vZ/___-___.htmپاسخ به تاریخ - محمد رضا پهلوی.pdf - 4shared.com - document sharing - download: پاسخ به تاریخ - محمد رضا پهلوی.pdf
۱۳۹۰ آذر ۸, سهشنبه
۱۳۹۰ آذر ۴, جمعه
زندانی سیاسی
زندانی سیاسی
اسیری در چنگال سیاه سرکوب و اختناق برای دارا بودن تفکر و آرمان . از خود گذشته ای که رفاه و شیرینی زندگی اجتماعی خود را تحت تاثیر اهداف والای انسانی قرار میدهد .
پدیده دردآوری که در رژیم های استبدادی و ارتجاعی مانند جمهوری اسلامی امری عادی و متداول قلمداد می گردد .
بالغ بر سه دهه میباشد که فرزندان مادر میهن مان مجاز به داشتن آزادی اندیشه و بیان نمی باشند . جرم داشتن تفکررا پاسخی به غیر از سلولهای مرگ تدریجی انسانی و سرب سوزان نیست .
سه دهه است که قرزندان صاحب اندیشه میهن مان را دسته دسته به اعدام های گروهی و گورهای دسته جمعی میسپارند .
این تسلسل تا به کی ؟ مرگ اشعار بهاری تا به کی ؟ پنهان نمودن تفکر در پستوی خانه ها تا به کی ؟ تا به کی باید نظاره گر خاموش اعدام تفکر باشیم ؟
امروز به نام ایران و انسانیت خود را موظف به حمایت از هم میهنان دربندم میدانم . امروز همانند رضا پهلوی برای دفاع از حقوق هموطنانم به گرایش های تفکری دربندان نگاه نمی کنم . چرا که براستی دفاع از حقوق گزینشی نیست .
هم ریشه های دربندم ، صاحبان آرمانهای والای میهنم ، سازندگان ایران فردا را با
عطف به شکوائیه شاهزاده رضا پهلوی حمایت میکنم.
2011HR8712
با امید به ایران آزاد
پاینده ایران
۱۳۹۰ آذر ۱, سهشنبه
ایرانیان و خیزش های ملی و مبارزه امروز
با مروری گذرا بر تاریخ کشورمان در میابیم که در مسیر زندگی سیاسی ملت ایران ، هر گاه فشارهای وارده از جانب حکومت های غاصب خارجی و داخلی بر مردم کشورمان افزایش یافته، جامعه ایرانی با گرایش به اصالت ملی خود موفق به خیزش های سرنوشت ساز در جهت رهایی میهن گشته اند .
برای مثال میتوان به خیزش خرمدینان ، سیاه جامگان ، فتیان ، سربداران و غیره اشاره نمود . در دوران سیاه وشوم سی و سه ساله حکومت دینی بر کشورمان ، چند سالیست که شاهد مجدد گرایش های مردمی به سمت تاریخ و فرهنگ اصیل ایرانی هستیم . خانه ای از ایرانیان نیست که با نشان هایی از دوران با شکوه تاریخ ایرانی آراسته نشده باشد.
این پدیده از چشمان تیزبین دشمنان سوگند خورده کشور ما مخفی نمانده و به نحوی از این گرایش ها در جهت حفظ منافع خود بهره برداری می نمایند . به همین منظور مشاهده میگردد که رئیس جمهور منتخب ولی فقیه که هیچگونه علاقه ای به تمدن و فرهنگ ایرانی ندارد با اهدافی عوام فریبانه در جهت کسب اعتبار ملی از نام کوروش بزرگ بهره برداری نموده و با آوردن منشور کوروش به ایران در صدد تحکیم جایگاه خود می افتد . یکی دیگر از راهکارهای بهره وری دشمنان از گرایشات نام برده این است که عده ای از عوامل حکومتی در فضای مجازی با نام های اصیل ایرانی در بین ایرانیان پخش شده و با تندروی در تبلیع آیین کهن و تقابل غیر منطقی و فحاشی به اسلام که باور بخشی از مردم کشور می باشد ، زمینه انزجار از آیین کهن و تحریک احساسات بخش مسلمان کشور را فراهم نموده تا بدین شیوه سبب عدم یکپارچگی ملی که نتیجه آن خیزش است ، گردند . در همین راستا مزدوران و عوامل دست نشانده با تحریک احساسات ملی هر از چند گاهی مسئله ای را به جهت انحراف اذهان مطرح مینمایند که از آن جمله میتوان به مسائل تجزیه طلبی و مسئله خلیج پارس و یا غارت منابع تاریخی اشاره نمود . بعنوان مثال به مسئله هواداران تیم فوتبال تراکتور سازی تبریز میتوان اشاره کرد که همواره هواداران تیم مزبور با شعارهای هویت طلبی ونمادهایی از کشورهای ترکیه و آذربایجان بطور آشکار در استادیوم های فوتبال ظاهر شده و در کشوری که کوچکترین آواز اعتراضی برای ابتدایی ترین حقوق سرکوب می گردد ،آزادنه خودنمایی میکنند . حضور این افراد به طور محرز در چنین شرایطی تنها گویای این مطلب میباشد که این افراد بدون حمایت عناصر حکومتی ، هیچگاه توان ابراز موجودیت نداشته و کماکان این مورد همچون موارد دیگر بازیچه ای برای انحراف اذهان میباشد.
بنابراین جا دارد هم میهنان مبارز هشیارتر از پیش فریب این گونه سیاست ها را نخورده و ضمن توجه به این مطلب که این گونه بازی های حکومتی میتواند یکپارچگی کشور ما را به خطر بیاندازد ، در عین حال سیاست ناجوانمردانه ای بیش نیست . در برهه حساس امروز که کشور ما از داخل و خارج در معرض تهدیدات گوناگون میباشد، آگاهی رسانی ، همدلی ملی ، یافتن اشتراکات بجای گرایشات ایدئولوژیکی ، ضرورت محسوس جامعه مبارز ایرانی برای پیروزی در خیزش ملی این دوره از تاریخ سیاه میهن مان میباشد .
پاینده ایران
۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه
آزادیخواهی یا دگماتیسم
یکی از مباحث مهم اپوزیسیون چگونگی دستیابی به یکپارچگی هست که حاصل آن براندازی حکومت مستبد و آزادی میهن است . درگیری های عقیدتی و نگرش های مطلق بدور از انعطاف بنوبه خود معضل محسوسیت که کمتر به آن پرداخته شده است .این تضادها در سیر زمان به صورت نوعی کشمکش های غیر اصولی و نامعقول خودنمایی نموده که حاصل آن به جز ایجاد شکاف و عمیق تر کردن فاصله ها نبوده است . ظاهرا سیاسیون مصمم بر آن هستند که آینده میهن مان را در چهارچوب تفکری یکدست و منطبق به آرمان خود ببینند که خود خواسته ای غیر منطقی و دور از اصول آزادی خواهی میباشد .
گزینه عوام پسندی که این روزها از جانب بیشتر نیروهای اپوزیسیون بعنوان اصول اساسی مبارزه مطرح میگردد ، دموکراسی و آزادی برای ایران فرداست . که در مقام گفتاری بسیار جالب و پسندیده میباشد . ولی آیا این گزینه ها در عمل نیز به اجرا در آمده ؟ زمانی که به نحوه برخورد هم میهنان بعنوان دگراندیش توجه کنیم با کمال حیرت میبینیم که در نوع برخورد و گفتار و خواسته ها نشانی از آزاداندیشی دیده نمیشود . چرا که بیشتر گفتمان ها در چهارچوبی نامعقول به نوعی دگماتیسم تبدیل شده و تضادها در غالب خذف فیزیکی دگراندیش خودنمایی میکند . بدین ترتیب گفتمان هایی که برای ایجاد فصل مشترک برای براندازی و دستیابی به تفاهمات بوحود می آید به آسانی به سرکوب ها و ترورهای شخصیتی و تفکری منتج می گردد . حال آنکه یکی از خصیصه های جامعه دموکرات آزادی تفکرات گوناگون است .
پرسشی که در اذهان بوجود میاید این هست که هدف از مشارکت در مسائل سیاسی کشور برای روندگان این مسیر چه میباشد؟
به نظر حس میهن و ملت دوستی و خدمت به جامعه از اصلی ترین انگیزه ها میباشند که به نوبه خود امری ستودنیست . ولی متاسفانه این انگیزه در سیر تکاملی خود که گرایش های تشکیلاتی یکی از ارکان آن میباشد ، به گونه ای ایدئولوژی خشونت گرا تبدیل شده که تقابل در گفتار و خشونت در عمل از عمده نتایج آن است که امروزه به وفور در قشر سیاسی مشاهده میشود .
در این میان جمهوری اسلامی و عمال حامی او از این دگم اندیشی ها نهایت فایده را برده و در عمیق تر نمودن شکاف بین مبارزان چه در خارح و چه در داخل به حد نهایت بهره برداری نموده و به اشکال مختلف در عمیق تر نمودن شکافها اقدام مینماید . در کل فرایند این موضوع تنها به تداوم جمهوری اسلامی کمک نموده است .
ابهام در این است که آیا مبارزان تا کنون به این معضل پی نبرده اند ؟ یا پی برده اند و کماکان معتقد هستند که باید آزادی را فدای گرایشهای ایدئولوژیک نمایند ؟ یا اصولا راه حل مسئله را نیافته اند .
آزاد اندیشی و برخوردهای دموکراتیک مستلزم قدرت کنترل نبایدها ست که نیازمند یک سری توانایی های ذاتی و سپس اکتسابیست . وسیاسیون ما برای بدست آوردن این توانایی به آموزش و تمرین احتیاج دارند .و در اینصورت است که میتوان به آینده آزاد میهن امید داشت . در غیر اینصورت همواره با انواع حکومت های تمامیت خواه روبرو خواهیم بود و این تسلسل تا زمان حصول قابلیت واقعی آزاد اندیشی ادامه خواهد یافت .
به امید آزاد اندیشی هم میهنان
پاینده ایران
اشتراک در:
پستها (Atom)
