در نهایت اندوه سایه های شومی از مرگ شرافت در گوشه هایی از اپوزیسیون به چشم میخورد که میتوان از آن بعنوان پازل گمشده علل ناکامیهای اخیر اپوزیسیون نام برد.این پازل گمشده را وابستگی بخش هایی از اپوزیسیون خارج به جناح های مختلف رژیم میتوان نام نهاد. برای اثبات این موضوع کافیست به تحولات یک دهه اخیر یعنی بعد از جریانات دانشجویی در سال 78 و به ویژه جنبش ملی در سال 88 و اثرات آنها بر مبارزات خارج از کشور کمی توجه کنیم.
یکی از دستاوردهای جنبش دانشجویی در سال 78 ایجاد فصلی تازه در جناح بندی های رژیم و سیاست داخلی کشور بود. عمق این جناح بندی ها زمانی بیشتر شد که جناح های مختلف رژیم به دلایل متفاوتی آغاز به اپوزیسیون سازی در خارج از کشور نمودند که با جنبش ملی 88 و حضور میلیونی مردم معترض در شهرهای مختلف کشور همزمان گشت و زنگ خطر سقوط کلیت نظام را برای آنان به صدا در آورد. لذا جناح های درونی در تقویت اپوزیسیون های خود ساخته در خارج از کشورفعال شدند و افراد خاص هر طیف همراه با چمدانهای مملو از نقدینگی های متعلق به ملت و اسناد و مدارکی که تضمین کننده سلامت جان وابستگان و رهبران آنان در داخل کشور محسوب میشد به خارج روانه شدند. چگونگی جزئیات مسائل فوق الذکر تا حدودی بر همه ما آشکار هست و مورد اشاره این مطلب نمیباشند.
نکته ای که انگیزه اصلی نگارش این مطلب قرار گرفته اینست که در طی حوادث دو سال اخیر و با توجه به عمیق تر شدن دامنه اختلافات قدرت طلبان داخلی حکومت هر روز شاهد افشاگری هایی هستیم که حکایت از رسوایی های مالی و اخلاقی رژیم دارند و در حاشیه بعضا به روابطی از عناصر جناح های داخلی با اپوزیسیون سابقه دار خارج از کشور اشاراتی میشود. برای نمونه چنانچه به داغ ترین مسئله روز یعنی اختلاف آقایان احمدی نژاد و لاریجانی توجه نموده باشید یکی از ادعاهای آقای لاریجانی مبحثی مریوط به داود احمدی نژاد میباشد که ایشان در طی اختلافاتی پرده از رازی عجیب برمیدارد و اسامی را گویا در اختیار قرار داده و مدعی گشته که تیم احمدی نژاد موسوم به شاخه انحرافی با سازمان مجاهدین خلق در تماس بوده و افراد نزدیک به مشایی در پاریس با رهبران این سازمان دارای حشر و نشر هستند.
فعالیتهای اصلاح طلبان و قرابت آنها با بخشهایی از اپوزیسیون مانند آقای فرخ نگهدار هم بر کسی پوشیده نیست.
در طی مکالمات پخش شده آقایان نیک آهنگ کوثر و مهدی هاشمی نیز مطالبی دال بر تاثیر گذاری آقای رفسنجانی بر مبارزات خارج از کشور مطرح میشود.
از طرفی اتحادیه جمهوری خواهان مخارجی را جهت تهیه کنفرانس ها در کشورهای مختلف هزینه می کنند که منبع مالی هزینه های مذکور از طرف برخی از خود شرکت کنندگان در کنفرانس به سوال گرفته میشود و این روزها هم مطلبی در مورد چکی به مبلغ 54 میلیون یورو و ارتباط آن با اتحادیه مذکور منتشر شده که شخص حامل آن در فرودگاه آلمان مورد بازخواست قرار گرفته است.
(لینک خبر مربوطه http://parsdailynews.com/110938.htm)
با جمع بندی از مراتب فوق و حاشیه های ذکر نشده ای از این دست میتوان اینطور نتیجه گرفت که یکی از عوامل مهم در پراکندگی ها و عدم همراستایی اپوزیسیون علیرغم تاکید بسیاری از هم میهنان و خبرگزاری های آگاه بین المللی و تجارب حاصله از آنچه به نام بهار عربی نامیده میشود در رابطه با ضرورت تشکیل یک نهاد ائتلاف ملی ، عوامل نفوذ کرده از جناح های درونی رژیم در بخش های مختلف اپوزیسیون میباشند که با صرف هزینه های آنچنانی و احیانا وعده ائتلاف و اشتراک در کسب کرسی های قدرت در حکومت آینده سد راه همدلی مخالفان شده اند. از دید منطقی چندان حرجی بر جناح های رژِیم و عوامل شان وارد نیست چرا که از یک سو بدین طریق به تداوم اصل نظام کمک کرده اند که ضمانتی بر تداوم خودشان هست و از زاویه ای محتاطانه در صورت براندازی نطام فعلی پایگاه حمایتی برای آینده خود بوجود آورده اند با این امید که شاید با چهره جدیدی در سیستم حکومتی پس از گذر هم شرکت داشته باشند.
و اما در نهایت تاسف و غم و اندوه انگشت اشاره به سمت اپوزیسیونی نشانه می رود که مسائل مذکور خبر از مرگ شرافت و وجدان بیدار آزادیخواهی آنان میدهد. افرادی که سی و چهار سال تمام با لفاظی و عشوه گری های سیاسی مردم ستمدیده را به این دلخوش نمودند که هستند کسانی که هنوز برای احقاق حقوق آنان میجنگند. افرادی هستندکه برای خونخواهی عزیزان رفته بر دارشان مبارزه می کنند. غافل از اینکه آنها هم در سراشیبی قدرت مافیای اقتصادی حاکم بر کره خاکی تمام صفات والای یک مبارز سیاسی را به جویی فروخته اند و از آن ارتزاق می کنند.
.jpg)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر