۱۳۹۱ بهمن ۲۸, شنبه

افشاگری+ بداخلاقی=بداخلاقی









پس از افشاگری محمود احمد نژاد در مجلس شورای اسلامی ، بحران به وجود آمده منتهی به یک نوع برخورد مشابه با این رویداد شد که حکایت از متهم نمودن احمدی نژاد به بداخلاقی و عمل کردن بر خلاف مصالح نظام و ایجاد شکاف در ارکان نظام اسلامی و نظریات مشابه داشت . 
در تحلیل ها اکثرا به این مورد اشاره داشتند که مسئله استیضاح وزیر ار تباطی با موضوع افشاگری و پخش نوارها در صحن مجلس نداشته و از نظر منطقی این کار به مانند نوعی گرو کشی نمود پیدا کرد. که در جای خود انتقادی وارد و محکمه پسند  میباشد. ولو اینکه حامی اصلی و پشت پرده استیضاح مربوطه شخص رئیس مجلس شورای اسلامی میبود.و احمدی نژاد با علم به این موضوع دست به چنین اقدامی زده باشد
از دیگر موارد مطرح شده و مخاطب پسند این میباشد که چرا میبایست برخلاف حکم صادره مجلس و دیوان عدالت مبتنی بر عزل سعید مرتضوی این شخص کماکان به کار ادامه دهد . که گذشته از مسائل قانونی که در تخصص نگارنده نمیباشد، به نوعی دهان کجی به دستگاه مقننه کشور محسوب شده ، جای داشت رئیس جمهوری بعنوان حامی اصلی مرتضوی دستکم به خواسته مردمی که خواهان مجازات قاضی کهریزک میباشند، احترام می گذاشت و چنین فردی را به چنان پستی منسوب نمی نمود . از این بابت ایشان به ملت هم دهان کجی کردند.
در اینجا جای دارد به واکنش قوه قضاییه کشور هم توجهی داشته باشیم که در برخورد با مسئله افشاگری به طور یکجانبه اقدام به بازداشت یک طرف قضیه میکند و طرف دوم یعنی آقای فاضل لاریجانی متاثر از کوچکترین برخوردی نمیشود. تهدید آقای احمدی نژاد در هنگام سفر به مصر به این مضمون که حتما پس از بازگشت به موضوع رسیدگی میکند ،هم خود گله مندی ابواب جمیع نظام را به همراه داشت که البته در واکنشی کاملا رضایت مندانه پیش از مراجعت احمدی نژاد به توصیه ایشان گوش داده و قاضی پیشین کهریزک را آزاد میکنند.
این روزها در فضای رسانه ای شاهد جبهه گیری جناح های مختلف نظام بر علیه محمود احمدی نژاد هستیم و به وضوح میبینیم که مدافعان قبلی نیز امروز در حمایت خود جانب عافیت را گرفته و بعضا به منتقدین هم پیوسته اند. مجموع جبهه گیری های خصمانه و عافیت طلبانه این پرسش را در ذهن بوجود می آورد که آیا موضوع افشاگری یک اقدام قائم به فرد از جانب احمدی نژاد بوده یا پوست خربزه ای که جمیعا زیر پای ایشان قرار داده اند؟ بررسی این موضوع نه در مجال و نه در مقام این نوشتار هست. یا به قولی عاقلان دانند. هدف غایی نوشتاراشاره به این نکته میباشد که چنانچه بپذیریم در تمامی موضوعات مشروحه و غیر مشروحه مربوطه شخص محمود احمدی نژاد مقصر شناخته شود، آیا زمان آن نرسیده که به موضوع افشاگری هم بذل عنایتی گردد؟چگونه است در بین مسئولان نظام و حق طلبان اسلام ناب محمدی هیچ یک به این موضوع اشاره نکردند که چرا دستگاه قضایی یک  طرح فوریتی برای بازداشت و بررسی دو طرف موجود در نوار افشا شده اجرا ننموده؟ چنانچه اهمیت موضوع از نظر تحفظ یکپارچکی ارکان نظام قابل توجه مسولین میباشد ، از منظر عمومی هم بی نقاب شدن دزدان سرمایه های ملی حائزاهمیت میباشد.
آیا سکوت در برابر فسادهای مالی اینچنینی از جانب مسئولان و انحراف اذهان عمومی با بحران سازی و توسل به واژه هایی چون بداخلاقی و امثالهم بیانگر نوعی ترس از اشاعه این نوع افشاگری ها نمیباشد. آیا نمیتوان اینطور نتیجه گرفت که افشاگری صورت گرفته اصولا به این دلیل مورد خواست مسئولان و دست اندرکاران نظام  نمی باشد ، چون هر یک به نحوی نگران آینده خود هستند؟
چنانچه چنین ظنی قرین به صحت نمی باشد امید است که هر چه سریعتر افرادی چون فاضل لاریجانی ، سعید مرتضوی و بابک زنجانی و افراد بیشمار دیگر در مقابل ملت به پای میز محاکمه کشیده شوند و پاسخگوی اموال بدست آورده نجومی خود باشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر