دوازده فروردین هر سال یادآور یکی از بزرگترین حوادث تاریخ معاصر کشور ما محسوب می باشد. روزی که سرنوشت تاریخی کشور دستخوش تغییراساسی شد.روزیکه دنیای مدافع حقوق بشر آن زمان ناظر بر یکی از بزرگترین نیرنگ های تاریخی بر ملت ما با لباس رفراندم بود ولی دم بر نیاورد. روزیکه تب و تاب تغییر تنها با یک گزینه اجباری سیراب شد و آنهم جمهوری اسلامی بود. روزیکه تمام نیروهای انقلابی اعم از چپ و راست، دین دار و بی دین به تنها گزینه موجود پس از براندازی رژیم سلطنتی رای داد. که خود بعدی مجهول از ابعاد مختلف آن زمان هست و جای نقد و بررسی فراوان دارد. هیچ نیروی انقلابی نپرسید چرا باید به رفراندمی تن داد که جاصل آن یا جمهوری اسلامی هست یا نه ی که گویای هیچ نوع حکومت دیگری نیست؟این روزاز ابعاد مختلفی مورد نگرش و ارزیابی طیف های مختلف سیاسی کشورقرارمی گیرد. دراین باره تفسیرات و ارجاعات گوناگونی به مفهوم و کاربری واژه رفراندم شده و هر منبعی تلاش نموده به نوعی حقیقتی را کتمان نماید و آنهم حق طبیعی دزدیده شده مردم در تعیین سرنوشت خودشان می باشد. به عنوان مثال وقتی از آقای بنی صدرپرسیده میشود که چرا در برابر رفراندم سکوت کردید؟ ایشان پاسخ می دهند که اسلامی را که در پاریس وعده داده شده بود چنین و چنان نبود و بعدا آقای خمینی خلف وعده نموده است. البته این پاسخ برای ایشان وافرادی که مثل ایشان معتقد به نظام اسلامی بودند شاید موجه باشد ولی ایشان نگفتند چرا به واسطه اعتقاد خودشان به نظام اسلامی از حقوق سایر تفکرات در مقام آزادیخواه دفاع نکردند و دربرابر عدم وجود گزینه های مختلف جمهوریت سکوت اختیار کردند!!! ویا چرا بعدا در ائتلافی که شورای مقاومت ملی محصولش بود، جمهوری دموکراتیک مورد توافق ایشان قرار گرفت.
یا نیروهای چپ با جهانبینی غیر دینی چرا تن به چنین رفراندمی دادند که در مبانی اساسی ایدئولوژیکی با آن مخالف بودند؟
و سایر مخالفینی که امروز به نحوی در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار دارند و در آن روزگار نقش مشترک ایفا کردند.
به هر حال قرار گرفتن بیشتر نیروهای آن زمان در صف براندازان امروز تاکیدی بر فریب بودن رفراندم دوازده فروردین می باشد و هدف این نوشتار یادآوری زخم های کهنه جبهه براندازامروزنیست.
گذشته از مقدمه فوق خیلی مختصر و مفید سخنان آیت الله خمینی در بهمن ماه هزارو سیصد و پنجاه و هفت در بهشت زهرا را یادآوری میکنم تا با استناد به همان سخنان به این نتیجه برسیم که تکرار یک همه پرسی برای تعیین نظام حقیست که خود بنیان گذار نظام به ملت ایران در سی و چهار سال پیش عطا کرده. گذشته از اینکه تمامی قوانین عقلانی و حقوق بشری هم این حق نادیده ملت ما را تایید میکند. ایشان در صحبت هایشان در بهشت زهرا گفتند که :
ملتی که به رضا شاه رای دادندمختار سرنوشت خودشان هستند. رای آنها برای آنها قابل عمل است.
به چه حقی پنجاه سال پیش ازاین سرنوشت ملت بعد را تعیین میکنند؟سرنوشت هر ملتی به دست خودش هست (منظور زمان خودش هست)
نظریات ایشان از دید نگارنده نیز کاملا منطقی و قابل پذیرش هست و شاید لازم الاجرا. بدین معنا که هر چند دهه نوع سیستم با توجه به درخواست مردم مورد همه پرسی قرار گیرد.و مجددا با استناد به بخش دوم گفته ایشان، آیا ملت ما امروز محق هستند که از رای پدران خویش که متعلق به سه و نیم دهه پیش می باشد. تبعیت نکنند وخواهان برگزاری یک همه پرسی نوین برای تعیین نوع نظام باشند؟ آیا رهروان بنیان گذاری جمهوری اسلامی که همه خود را سرباز و فدوی ایشان میدانند حاضرند به گفته های ایشان عمل کنند؟
لینک مربوط به سخنان آیت الله خمینی(زمان1:20) در بهشت زهرا جهت استحضار و تایید مطالب
متاسفانه جو فكري آن زمان بگونه اي بود كه حتي اگر موارد ديگر هم در برگه ها مي آمد باز هم جمهوري اسلامي راي مي آورد تلقي همه در مورد اسلام چيز ديگري بود هنوز هم خيلي ها مي گويند اسلام اين چيزي نيست كه رژيم به آن عمل مي كند هنوز بسياري از مردم ايران تكليف خودشان با دين و اين رژيم را نمي دانند
پاسخ دادنحذفآخوند سوسک سیاه نحس و کثیفی است که روزهای سیزده بدر گم و گور می شود.
حذفاگر یکی از آنها را در روز سیزده بدر دیدید جایزه می گیرید.
اگر گزینه های دیگری در برگه می آمد و باز هم جمهوری اسلامی رای می آورد ،بحث دیگه ای بود.هر چند که اشاره مهم این هست که چرا نیامد و مدافعین آزادی هم هیچ اعتراضی نکردند؟ در مورد مجهول امروز تنها راه ساده این هست که ی یک همه پرسی آزاد برگزار بشه.
پاسخ دادنحذفبسیار نکته مهمی در این مقاله مطرح شده است . ایما نباید صحبت از این باشد که چند گزینه در این تعرفه باید باشد. باید اول مردم نمایاندگنه مورد اعتماد خود را برای مجلسه موسسان انتخاب کنند و بعد ان مجلس نوع نظام و قانون یساسی را خواهد نوشت.
پاسخ دادنحذفدوست عزیز بنده اطلاعات تخصصی دراین زمینه ندارم که اصولا باید به چه شکل باشه.از اطلاعات شما سپاسگزارم.هر چند فکر میکنم از نظر عقلانی با توجه به حساسیت موضوع نوع حکومت قدرت انتخاب مستقیما به خود مردم برگرده نه نمایندگان آنها در مجلس موسسان.سوال اساسی در بازگشتی به تاریخ است که چنانچه همه پرسی برای نوع حکومت صورت گرفته چراتک گزینه ای بوده؟ چرا گزینه های مختلف جمهوریت قرار داده نشد و چرا انقلابیون آن زمان با وجد بعضا تضادهای عمیق در برابر این همه پرسی سکوت کردند.
پاسخ دادنحذف