پس از اعلام طرح شکایت بر علیه سید علی خامنه ای واکنشهای بسیار متفاوتی را شاهد بوده ایم . شمارعمده ای از هم میهنان و بخش هایی از اپوزیسیون از طرح مذکورحمایت کردند و برخی نیز به تقدیری بسنده کردند و طبعا بعضا مخالفتهایی هم وجود دارد . به موازات طیفهای موجود منتقدینی نیز وجود دارند که با استفاده از قلم خود مطالبی را به قصد روشنگری در اختیار عموم قرار می دهند . در این راستا نوشتاری در تارنمای خودنویس دیدم که لینک آن را ضمیمه این نوشتار قرار دادم و تصمیم دارم باتفاق متن مذکور را مورد کنکاش قرار دهیم .
منتقد ؛
آقای رضا پهلوی در امور حکومت گذشته دخالتی نداشته اما اطرافیان و طرفداران ایشان که فردا پُستهای مهم را در اختیار خواهند گرفت، اغلب هوادارانِ شیوهی حکومتِ گذشتهاند. آقای رضا پهلوی به عنوان پادشاه بدون قدرت قادر نخواهد بود کنترلی بر اِعمالِ قدرتِ اینگونه افراد داشته باشد. رای اکثریت مردم به تنهایی ضامن استقرار دمکراسی و رعایت حقوق بشر نیست (چنانکه در نظامهای فاشیستی و حتی جمهوری اسلامی رای اکثریت مردم بر استقرار آنها بوده است) و نیروهای سیاسی نباید خود را با رای اکثریت مردم هماهنگ کنند.
پاسخ ؛
آقای رضا پهلوی در امور حکومت گذشته دخالتی نداشته اما اطرافیان و طرفداران ایشان که فردا پُستهای مهم را در اختیار خواهند گرفت، اغلب هوادارانِ شیوهی حکومتِ گذشتهاند. آقای رضا پهلوی به عنوان پادشاه بدون قدرت قادر نخواهد بود کنترلی بر اِعمالِ قدرتِ اینگونه افراد داشته باشد. رای اکثریت مردم به تنهایی ضامن استقرار دمکراسی و رعایت حقوق بشر نیست (چنانکه در نظامهای فاشیستی و حتی جمهوری اسلامی رای اکثریت مردم بر استقرار آنها بوده است) و نیروهای سیاسی نباید خود را با رای اکثریت مردم هماهنگ کنند.
پاسخ ؛
در جایی که خود رضا پهلوی و هوادارانش به سیستم سلطنتی فردی معترض هستند ، با استناد به چه منبعی چنین نسبتی به آنان داده شده ؟ مگر رضا پهلوی سیستم پارلمانی را چه از نوع پادشاهی و چه از نوع جمهوری به عنوان نظام مورد علاقه خود اعلام نکرده ؟ مگر هواداران پادشاهی بیشتر طیف مشروطه خواه و پارلمان خواهان نیستند ؟ ضمن اینکه بیشتر مخالفان و عوام امروز ایران خواهان همه پرسی آزاد هستند . بدین معنا که همه مسائل کشوری بدست خود مردم تعیین شود و اما اینکه اطرافیان یک شخص سیاسی زمامداران قدرت در آینده کشور میباشند ، چنانچه بپذیریم به آن حد از تکامل رسیده ایم که خواهان تعیین مسائل کشور بدست خود مردم هستیم و تکامل ناشی از سیر زمان بر ملتمان تاثیرگذار بوده ، پس نباید شرایط امروز را با سال 57 مقایسه کنیم و با چنین ادعایی توانایی ملتمان را در کنترل سلامت سیاسی کشور به زیر سوال ببریم . ضمن اینکه اگر بر فرض چنین مطلبی نیز دارای اصالتی باشد در مورد تمام شخصیت های سیاسی و اطرافیانشان صدق خواهد کرد .
منفقد ؛
مسئله اصلی امروز ما سرنگونی حکومت فعلی و به دنبال آن، استقرار نظامیست که بتواند تضمینکنندهی آزادیهای مردم و رعایت حقوق بشر باشد و نه تنها استقرار بلکه حفظ این آزادیها جزو نکات اصلیست که نمیتوان برنامهریزی در مورد آنرا به فردا موکول کرد. اگر نظام پادشاهی به تنهایی عامل دیکتاتوری نباشد، با شناختی که از طرفداران فعلی نظام پادشاهی وجود دارد، احتمال تحمیل استبداد و سرکوب آزادیها بسیار است. نظام پادشاهی میتواند دمکرات و نظام جمهوری میتواند دیکتاتوری باشد ولی اگر نظام پادشاهی که ادامهی یک جریان چند هزار سالهی تاریخیست به هر دلیل سرنگون شود و به جای آن نظام جمهوری مستقر گردد، بازگرداندن جمهوری به پادشاهی، بازگشت به گذشته و امری بیمبنا و بیدلیل است و سپردن زمام امور و قدرت سیاسی برای یک مدت کوتاه و معین به دست اشخاص، امکان نضجگیری استبداد را کاهش میدهد و بر روال قدیمی و بیمبنای حکومت وراثتی و خاندانی که در مقطعی –که میتواند امروز نباشد- ممکن است به اِعمالِ استبداد بینجامد نقطهی پایان
مینهد
پاسخ ؛
با چه منطق و استدلالی رفتار قشری از حامعه را میتوان الگویی برای سلامت یا ناسلامتی یک سیستم حکومتی قرار داد ؟ غالبا برای شناخت یک پدیده به خصیصه ها و مشخصات همان پدیده باید توجه داشت . وضمن اینکه با بحث در مورد کارآمدی سیستم پادشاهی و یا جمهوری نگارنده ثابت کرده که پیش از آزادی کشور و رهایی ملت دردمندمان بیشتر برای نوع حکومت مورد علاقه خود نگران هستند . و این خودخواهی معضل دیرینه ایست که در طی سی سال به راحتی آزادی میهن و ملتمان را به تعویق انداخته است .
منتقد ؛
استفاده از القاب برتریدهنده، برای یک فرد سیاسی یا یک حاکم، طبق تجربهی تاریخی در کشور ما، آغازگر بتسازی و بتپرستی بوده است، بنابراین با وجودِ شاه زادگی، باید از استفاده از القابی اینچنین -که نوعی برتری نسبت به دیگران به وجود می آورد- به طور جدّی خودداری کرد
پاسخ ؛
در ابتدا اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه در تاریخ بوقوع پیوسته امروز هم به همان شکل نمایان شود . چرا که باز هم پدیده ای بنام تکامل بر سر راه قرار میگیرد . ضمن اینکه چنانچه ملتی با استفاده ازالقاب به بت سازی مبتلا میشوند ، در واقع باید از آن ملت ایراد گرفت نه از القاب . با ارتقا حاصله در سطح سواد و فرهنگ جامعه ما زمینه برای بت سازی و شخص پرستی بسیار کم یا نشدنی خواهند بود .
ضمن اینکه این را هم باید بپذیریم که حق انتخاب در کاربری از القاب مستقیما با خود افراد یک جامعه هست و تحمیل نظر شخصی خود نوعی دیکتاتوریست.
منتقد؛
آقای رضا پهلوی به عنوان یک کنشگر سیاسی نباید صرفاً دنبالهروی خواست مردم باشد بلکه باید بهترین راهِ حلها را به مردم ارائه دهد. به فرض محال، اگر اکثریت مردم ایران، خواهان استقرار یک حکومت فاشیستی باشند، آقای رضا پهلوی نمیتواند آن را بپذیرد و باید راه درست را نشان دهد
پاسخ ؛
با این نوع نگرش نگارنده مطلب نشان داده که علیرغم تمایلشان به نوع نظام جمهوری ، به مصلحت اندیشی های فردی هم اعتقاد دارند که جمهوری اسلامی و ولی فقیه نمونه بارز آن میباشند . پس احترام به خواست مردم در کجای معادله قرار دارد ؟
منفقد ؛
در یک کشور با بافت قومی و فرهنگی مختلف در دورانی که رسانههای مدرن، اطلاعات شرق و غرب عالم را به آگاهی مردم میرسانند، وجود یک شخص به نام پادشاه ضامن به هم پیوستگی مردم نیست بلکه عواملی مانند برابری حقوق اقوام و اقلیتها و ایجاد حس مالکیّت بر کل سرزمین و خارج کردن قدرت و ثروت کشور از انحصار مرکزنشینان و تقسیم عادلانهی آن میان تمام بخشهای ایران، این پیوستگی را با، یا، بدون پادشاه به وجود خواهد آورد
پاسخ ؛
بنده متوجه نشدم که دوران رسانه ای شرق و غرب چگونه عامل یکپارچگی بودن یک پادشاه را رد میکند ! باری این هم نظریست و قابل احترام .
منتقد ؛
- تندروها و متعصبها –که فردا قدرت را در واقع آنها به دست خواهند گرفت- چه در میان طرفداران نظام پادشاهی چه در میان طرفداران نظام جمهوری باید با صراحت و قدرت به کنار رانده شوند. در حال حاضر یکی از اصول استقرار و حفظ دمکراسی، پسراندنِ این عناصرِ مخرب با نامهای مختلف است...
پاسخ ؛
تندروی و تعصب یک معضل فرهنگی هست . تنها به سیاسیون منتهی ننمیشود . بامید روزی که این خصلتها در جامعه ما از بین برود .
منتقد ؛
اینها عمده استدلالهای طرفداران نظام پادشاهی و طرفداران نظام جمهوریست که به کرّات در بحثها و گفتوگوها به کار برده شده ولی ظاهراً هیچیک از طرفین را راضی نکرده است. بنابراین یا باید بر این استدلالها نکتهی جدیدی افزود، یا شیوهی ارائهی این استدلالها را تغییر داد تا بتواند بر طرف دیگر تاثیر بگذارد. اگر چنین نشود ما همچنان در دایرهی بستهی این بحثها دور خواهیم زد که نتیجهی آن عصبیتها و پرخاشگریهای دو طرف خواهد بود.
پاسخ ؛
آنچه که ما در بالا خواندیم مربوط به هواداران نظام پادشاهی و رضا پهلوی بود . نقش جمهوری خواهان مورد استناد در کجای مطلب ایفا شد که به چشم نیامد ؟ ضمن اینکه با استناد به چه دستاوردی میتوان اذعان داشت که پادشاهی خواهان و جمهوری خواهان با یکدیگر سر جنگ دارند ؟
تصمیم گیری و داوری در مورد مطالب بعهده خوانندگان عزیز این مطلب .
آقای رضا پهلوی باید مشخص کند که در کجای معادله ایران ایستاده است. آیا به قسمی که چندین سال پیش برای حفظ تاج و تخت کیانی خورده اند، اعتقاد دارند یا نه؟ اگر دارند که در اینصورت به عنوان دنباله رژیم سابق باید پاسخگوی عملکردهای ان نظام هم باشند. اگر نه باید بگویند که مشروعیت خود را برای نمایندگی افکار عمومی ایرانیان از کجا آورده اند و اساسا چه کرده اند که ایرانیان باید به ایشان و وعده و وعید هایشان اعتماد نمایند. وگر نه وعده و واید دادن، انهم از موضع ضعف کار مهمی نیست. خمینی وعده های قشنگتری میداد. نحوه نگرش طرفداران آقای رضا پهلوی هم که از سلطنت طلبان هستند و منبع مشروعیت ایشان را از تاج و تخت پدری میدانند، به شهادت تجربه کمترین تغییری نکرده و از جمله به همین دلیل است که آقای رضا پهلوی باید نقد خود را از خطاهای پدر و پدر بزرگش بطور شفاف ارائه دهد و گر نه که آقایان و خانمهای سلطنت طلب، نه تنها از گذشته پشیمان نیستند، بلکهاز مردم ستم زده ایران انتظار عذر خواهی از دزدان و شکنجه گران و خائنین دوران پهلوی را، بابتانقلاب بر علیه ان رژیم دارند.
پاسخ دادنحذفآقای رضا پهلوی باید مشخص کند که در کجای معادله ایران ایستاده است. آیا به قسمی که چندین سال پیش برای حفظ تاج و تخت پهلوی خورده اند، اعتقاد دارند یا نه؟ اگر دارند که در اینصورت به عنوان دنباله رژیم سابق باید پاسخگوی عملکردهای ان نظام هم باشند. اگر نه باید بگویند که مشروعیت خود را برای نمایندگی افکار عمومی ایرانیان از کجا آورده اند و اساسا چه کرده اند که ایرانیان باید به ایشان و وعده و وعید هایشان اعتماد نمایند. وگر نه وعده و وعید دادن، انهم از موضع ضعف کار مهمی نیست. خمینی وعده های قشنگتری میداد. نحوه نگرش طرفداران آقای رضا پهلوی هم که از سلطنت طلبان هستند و منبع مشروعیت ایشان را از تاج و تخت پدری میدانند، به شهادت تجربه کمترین تغییری نکرده و از جمله به همین دلیل است که آقای رضا پهلوی باید نقد خود را از خطاهای پدر و پدر بزرگش بطور شفاف ارائه دهد و گر نه که آقایان و خانمهای سلطنت طلب، نه تنها از گذشته پشیمان نیستند، بلکهاز مردم ستم زده ایران انتظار عذر خواهی از دزدان و شکنجه گران و خائنین دوران پهلوی را، بابت انقلاب بر علیه ان رژیم دارند.
پاسخ دادنحذفدوست عزیز ،باید پذیرفت که نظام پادشاهی یکی از شیوههای حکومتی موجود در جهان هست که کماکان هواداران خود را دارد . جامعه ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیست .ضمن اینکه رضا پهلوی همواره اعلام کرده که بعنوان یک شهروند ایرانی محق در مشارکت در مبارزات آزادیخواهانه میباشد وتایید مقام پادشاهی ایشان کاملا وابسته به آرائ مردمی هست. و اما اینکه بعنوان وارث بخواهند پاسخگوی مسائل پادشاهان پیشین باشند انگیزه منطقی در این موضوع وجود ندارد . هر کس پاسخگوی کرده های خودش هست . جهت آگاهی شما عرض کنم که امروز از هم میهنان جمهوری خواه هم افراد زیادی پیرامون ایشون قرار گرفته اند و هم میهنان زیادی هم بعنوان یک آزادیخواه ایرانی حول ایشون میباشند .
پاسخ دادنحذفجناب سام
پاسخ دادنحذفآقای رضا پهلوی یا هر کس دیگری که انتظار حمایت مردمی داشته باشد و بخواهد عنوان سخنگویی مردم را داشته باشد، باید به افکار عمومی پاسخ دهد. حال اگر به دنبال ادامه رژیم پهلوی بوده و بر سر قول و قرار و قسم خود برای حفظ سلطنت پهلوی باشد صد البته باید پاسخگوی عملکردهای ان رژیم در گذشته هم باشد. درست همانطور که خانم هیلاری کلینتون از زمان تصدی وزارت امور خارجه آمریکا، پاسخگوی تمام تعهداتی میشود که وزارت امور خارجه آمریکا از بدو تاسیس یعنی حدود ۲۰۰ سال پیش تا کنون داشته است. اینجا صحبت از شخصیت حقیقی افراد نیست که بخواهیم بگوییم که آقای رضا پهلوی در جنایات و فجایع دوران پهلوی به عنوان یک کودک دخالتی نداشته است. اینجا صحبت از شخصیت حقوقی متصدی تاج و تخت پهلوی است، حالا هر که میخواهد باشد. این مگر همان حرفی نیست که ما به امثال موسوی میزنیم؟ مگر از وی مسولیت در مورد سرکوبها و کشتارهای دهه ۶۰ نمی خواهیم؟ حتی اگر بجای آقای موسوی، یک جوان بیست ساله هم بیاید و خواهان ادامه "دوران طلایی!!!" خمینی باشد، باید پاسخگوی فجایع ان دوران باشد. آیا آقای تونی بلر که از بابت استعمار گری انگلیس از کشورهای تحت ستم عذر خواهی نمود، در عملیات استعماری انگلیس، انهم در زمانیکه آفتاب در امپراراتوریش غرب نمیکرد، دخالتی داشت؟ متاسفانه رسم پاسخگو بودن به مردم نزد هیچیک از گروه های سیاسی وجود ندارد و تا چنین است، از آمد و رفت رژیمها، برای ما ملت دموکراسی و آزادی حاصل نخواهد شد. در اینجا بحث مسولیت شخصی مطرح نیست که بگوییم که هر کس مسئول اعمال خویش است، چرا که اینجا صحبت از مسولیت افراد حقیقی نیست، بلکه صحبت از مسولیت افراد و شخصیتهای حقوقی است.
در ضمن، اشاره من به طرفداران سلطنت طلب آقای رضا پهلوی بدین معنا نبود که آقای رضا پهلوی طرفداران دیگر ندارند، بلکه از این جهت بود که حرف طرفداران سلطنت طلب آقای رضا پهلوی از همه شفافتر و روشنتر است. طرفداران جمهوریخواه آقای رضا پهلوی، که برخی از چپهای نادم گذشته هستند و از جمهوری خواهی تنها اسمی از ان دارند، هرگز به منبع مشروعیت آقای رضا پهلوی کمترین اشاره ای نکرده اند. ضمن آنکه اتکای به این گونه دوستان نادم، برای توجیه و تشریح منبع مشروعیت آقای رضا پهلوی برای رهبری مردم ایران، شاید چیزی جز گره زدن بر باد نباشد، چه این گونه دوستان همان گونه که در گذشته هم نشان داده اند، دید سیاسی درستی نداشته و اشتباهات بزرگی مرتکب میشوند. هیچ معلوم نیست که فردا روزی دیگر، از کار امروزشان توبه نکرده و تبری نجویند. این بر عهده آقای پهلوی به عنوان یک فعال سیاسی است که نظرات خود را شفاف بمردم ایران بگویند.
--------------------------دنباله پاسخ به آقای سام----------------------------------------------
پاسخ دادنحذفدوست عزیز، نام پهلوی حساسیت زاست، بالاخص با سوابقی که در گذشته دارند. این وظیفه مردم و افکار عمومی نیست که ان سوابق را بدست فراموشی بسپارند. این وظیفه مردم نیست که کور شوند و لال شوند و هیچ نپرسند، این وظیفه یک فعال سیاسی است که پاسخهای شفاف به مسائل افکار عمومی دهد. نتیجه این عدم پاسخگویی و شفاف سازی هم از جمله میشود همین کمپینی شرم آوری که چند روز پیش از سوی هواداران ایشان به راه افتاده و از مردم و جوانان انقلابی در سال ۵۷ توقع اظهار بخشش بابت سرنگونی سلسله پهلوی را داشتند. گویا این جماعت توقع دارند که جوانان شرکت کننده در انقلاب دست شکنجه گران خود و غارتگران بیت المال را ببوسند و از بابت شلاق خوردن و غارت شدن توسط این جماعت به غلط کردم گفتن بیفتند وگر نه که باید غرامت بدهند. لابد پس از سرنگونی رژیم فعلی هم خانواده ندا آقا سلطان باید از عباس کارگر جاوید قاتل دخترشان عذر خواهی کنند یا خانواده ترانه موسوی باید از "برادران متجاوز و آدمکش" سپاهی و بسیجی و نیروی انتظامی عذر تقصیر بخواهند!!! بعد هم همگی لابد باید از رهبر رژیم طلب عفو کنند یا غرامت بپردازند. خوب پس چرا اینقدر خاتمی را بابت تقاضایش از مردم برای "طلب عفو از رهبر" سرزنش کردیم؟
فرموده اید که پذیرش تاج و تخت از طرف ایشان بستگی به خواست مردم از ایشان دارد. کار یک فعال سیاسی این نیست که نقشش را مردم به وی دیکته کنند. یک فعال سیاسی برنامه و هدفش را شفاف با مردم در میان میگذارد، اگر مردم پذیرفتند، برنامه اش را اجرا میکند وگر نه کنار میرود و میدان را به منتحب مردم وامیگذارد. کار مردم به هنگام رای دادن به اشخاص، اظهار موافقت یا مخالفت با برنامه و پلاتفرم سیاسی وی است و گر نه که کسی به "اشخاص" رای نمیدهد. کار مردم هم این نیست که برای منتخبین خود شرح وظایف بنویسند که مثلا تاج بر سر بگذارد یا رییس جمهور شود. تمامی اینها باید قبل از انتخابات، از سوی فعال سیاسی به روشنی با مردم و رای دهندگان در میان گذاشته شده باشد.
در پایان این را اضافه کنم که از دید من آقای رضا پهلوی جوان شایسته و نجیبی است و من هیچگونه مساله شخصی با ایشان ندارم. ایشان را هم مثل هر انسان دیگری صاحب این حق، بلکه این وظیفه، میدانم که به اعتراض علیه رژیم کثیف جمهوری اسلامی برخیزد. اما رهبری و سخنگویی خواستهای مردم ایران، شرایطی دارد که باید در جای خود رعایت شوند و به نظر من ایشان این شرایط را هرگز رعایت نکردند.
با سپاس از پاسخ شما .
پاسخ دادنحذفاین تزی رو که شما میفرمایید ایشان بعنوان وارٍتاج و تخت سلسه پهلوی باید جوابگوی عملکرد پیشینیان باشند ، برای بنده کماکان نامعقول هست . و استناد شما به پاسخگویی خانم هیلاری کلینتون در مورد عملکرد 200 سال پیش وزارت امور خارجه آمریکا مسئله جدیدی هیست که شنیده ام .ولی در مورد اعدامهای دهه 60 بنده نظری ندارم . و اگر چنانچه دیگران مشکل دارند دال بر اصالت استناد نمیباشد و چرا که جناب موسوی در آن زمان نخست وزیر کشور بوده اند و حتما برای این مسئله پاسخی دارند که هیچگاه موقعیت شنیدن آن بدست نیامده . و پاسخ من همیشه به هم میهنانی که روی این موضوع انگشت میگذارند این بوده که رسیدگی به این موضوع در صلاحیت مقامات مجرب میباشد و سخنان آقای موسوی حتما باید شنیده شود . حکم یکطرفه صادر نمودن از معضلات همیشگی اپوزیسیون بوده است . همین موضوع نیز در مورد آقای پهلوی میتواند صدق کند . یعنی اینکه چنانچه افرادی معتقدند در دوران حکومت پدر ایشان جرمی وجود داشته که جناب رضا پهلوی در مقام جانشین باید پاسخگوی آن باشد ، کماکان تحت نظر مراجع ذیصلاح صورت گیرد . ولی تمام این موارد مربوط به پس از دوران آزاد سازی کشور از چنگال رژیم میباشد . نه در زمان مبارزه . ضمن اینکخه مجددا یادآوری میکنم که آقای پهلوی خود مدعی چیزی به غیر از آطادی خواهی در شرایط امروط نیست . حال چنانچه بخشی از هواداران رادیکال (که در همه طیفهای سیاسی وجود دارند ) مشکلاتی را بوجود می آورند نمیتوان به پای تمام هواداران و یا الگوی سیاسی خاصی نوشت . امروز درصد زیادی از هواداران رضا پهلوی را افراد دموکراتی تشکیل میدهند که به هیچ وجه با آنچه رادیکال نامیده میشود قابل مقایسه نیستند .
و اما در بخش دوم پاسخ خود اشتباهی مرتکب شده اید و از جانب مردم مطالبی را بیان نموده اید که متاسفانه نمیتوان سندیتی برای آن قائل شد تا زمانی که مردم در پای صندوق های رای آزاد نظرات خود را اعلام کنند . ولیکن در برابر شما و اشخخاصی که مانند شما از چهلوی ها دل خوشی ندارند ، طیف دیگری هستند که همواره از پدران ایشان و دوران حکومتشان بنام دوران سازندگی و عمران کشور یاد میکنند . ( سوای نظر شخصی اینجانب ) چه الگویی برای تعیین کمیت این تعداد وجود دارد ؟ بنابراین تصدیق بفرمایید که اگر چنانچه قرار بر تعیین مسائل ملی هست باید تا اخذ آراد عمومی تحمل کنیم . و بپذیریم که امروز همه یک هدف داریم و انهم آزادی کشورمان هست .
پاسخ دادنحذفجناب سام
پاسخ دادنحذفاز پاسختان متشکرم. برای من بسیار عجیب است که اصل پاسخگویی یک مقام مسئول به تعهداتی که سازمان تحت مدیرتش دارد، برای شما جدید است. این مساله در کشورهای دموکراتیک غربی اصل جا افتاده ای است. این کاملا درست است که رسیدگی به کارهایی که در زمان مدیریت آقای موسوی یا هر کس دیگری اتفاق افتاده کار دادگاه های مجرب است. منتهی در مورد اعدامهای دهه ۶۰ کسی در اینجا به قصد رسیدگی از آقای موسوی پرسش نکرده است. رسیدگی به این مسائل امر دیگری است. پرسش هایی که از آقای موسوی یا دیگر کسانی شده که چشم به حمایت مردمی دارند صرفا به منظور دادن فرصت توضیح به کاندیداهایی است که چشم به رای و حمایت مردم دارند تا به روشنگری و اقناع افکار عمومی بپردازند.
شما میفرمایید که هدف در لحظه فعلی آزادی ایران است. خوب مساله هم همینجاست. من به عنوان یک شهروند از کجا بدانم که اینهم یکی از وعده های فریبنده ای نیست که به قصد سواری گرفتن از من شهروند ایرانی برای رسیدن به قدرت انجام میشود. مگر هدف انقلاب ایران آزادی ایران نبود؟ آیا خمینی وعده هایی به مراتب شیرینتر و بهتر نمیداد؟ یک کاندیدا در وهله اول باید مردم و افکار عمومی را قانع نماید که توان انجام وعده هایش را دارد. در اینجا آقای رضا پهلوی در وهله اول باید بطور شفاف بگوید که به چه عنوان در این مبارزه شرکت میکند. آیا رهبر سیاسی مستقل است یا وارث تاج و تخت پهلوی؟ اگر مستقل است، مشروعیتش و سرمایه مبارزاتی اش چیست؟ اگر به عنوان "وارث تاج و تخت پهلوی" مبارزه میکند، به عنوان وارث باید پاسخگوی معضلات ان هم باشد. هدف از این پرسشگریها هم نه رسیدگی به ان معضلات، که اقناع افکار عمومی و شفاف سازی اهداف ایشان برای هموطنان است. مهمتر از همه، هدف این پرسش ها اطمینان از این امر است که این جرائم در زمان ایشان دیگر اتفاق نخواهند افتاد. وگر نه رسیدگی حقوقی به جرائمی که در زمان پدر ایشان اتفاق افتاده اصلا به هیچ عنوان ایشان را درگیر نمیکند، چرا که اصلا این جرائم را ایشان (به عنوان شخص حقیقی) مرتکب نشده است.
جنابعالی در پاسخ خود، به عکس العملهای افراد رادیکال طرفدار ایشان اشاره کرده اید و فرموده اید که از این گونه افراد همه جا وجود دارند و مشکلاتی هم درست میکنند. صد در صد موافقم. منتهی این را هم باید اضافه کرد که موضع گیریهای کاندیداها هم باید به گونه ای باشد که جلوی چنین سوء استفاده هایی را بگیرد. اگر آقای رضا پهلوی کودتای ۲۸ مرداد را بدون هیچ اما و اگری محکوم کرده بود و از فجایعی که در دوران پهلوی انجام شده بود به صراحت انتقاد نموده و از آنها برائت میجست و بالاتر از ان برنامه خود را برای مبارزه و مقابله با ان بیان میکرد، امروز دیگر آدمکشان، شکنجه گران و دزدان دوران پهلوی از مردم طلبکاری نمیکردند. این تنها یکی از مشکلاتی است که خود داری ایشان از انتقاد صریح و بی پرده از گذشته خاندان پهلوی و شفاف سازی فضا به همراه میاورد.
--------------------------دنباله پاسخ به آقای سام----------------------------------------------
پاسخ دادنحذفدر ادامه فرموده اید که من از طرف مردم مطلبی را آورده ام و مطرح کرده ام. بعد هم فرموده اید که چگونه میشود کمیت افراد مخالف با حاکمیت پهلویها را تعیین نمود؟ من نمیدانم که کجا از قول مردم صحبت کرده ام. اما تعداد کمی افراد منتقد اهمیتی ندارد، اصلا شما بگویید یک نفر. آیا از دید شما حتی یک نفر هم مخالف حاکمیت پهلویها نیست. از ان گذشته حتی کسانی هم که امروز از رضا پهلوی حمایت میکنند، الزاما خواهان تکرار فجایع گذشته نیستند. آنان اغلب صحبت از تغییر نگرش و دید رضا پهلوی نسبت به پدرش میکنند (که البته من چنین استدلالی را علمی نمیدانم)، اما این تغییر نگرش نیاز به اثبات دارد. تاکنون جز حرف و وعده نبوده است. مساله اینست که کسی که در موقعیت اپوزیسیون حاضر به انتقاد از گذشته دستگاهی که آنرا نمایندگی میکند، نیست، چطور میتواند در زمان تصدی مسولیت به حل این مسائل بپردازد. اصلا آیا این فرد به مشکلات دستگاهش که منجر به ان فجایع شد آگاهی دارد؟ اینجاست که هر حزب و سازمانی یک روند "انتقاد از خود" دارد.چیزی که در مورد آقای رضا پهلوی تا کنون دیده نشده است.
جنابعالی دوران پهلویها رابه عنوان دوران سازندگی ستایش کرده اید. در مقابل افرادی مثل شما، بسیارانی هم هستند که از ان سازندگیها چیزی نصیبشان نشده است. کافی است شما سری به روستاهای ایران در دوران پهلوی میزدید تا به عینه شاهد زندگی مردمانی بودید که نه برق داشتند و نه آب. جمهوری اسلامی از جمله با دادن برق و آب به روستاها، از بین آنها به یارگیری پرداخت. مساله من اما برق و آب و ان چیزی که شما از ان به عنوان سازندگی نام میبرید نبوده و نیست. مساله من آزادیها است. بدون آزادیها، ان سازندگیها، نامی جز سازندگیهای استعماری ندارند. اساسا استعمار در لغت به معنای طلب عمران و سازندگی است و استعمارگران همیشه به اسم "ساختن" به کشورهای استعمار زده میامدند. مشروعیت خود را هم از سازندگی میدانستند. به عنوان مثال بد نیست شما به سازندگیهای استعمار انگلیس در هند نگاهی بیندازید و کیفیت آنها را با سازندگیهای دوران پهلوی مقایسه نمایید. به عنوان مشتی از خروار، در هند انگلستان دانشگاه هایی ساخته است که در حد MIT آمریکاست. معذلک هیچ هندی شریفی خواهان بازگشت انگلستان به کشورش نیست. مساله اینست که مشروعیت نه از سازندگی، که از صندوق های آرا میاید. کسی با سازندگی مخالف نیست، منتهی سازندگی باید بدست دولت منتخب ملت انجام شود و نه بدست مقام غیر منتخب یا مقام غیر پاسخگو. در انگلستان و ژاپن و بقیه کشورهایی هم که دارای مشروطه پادشاهی هستند دولت متصدی امر سازندگی است نه مقام سلطنت که مطابق قانون اساسی مشروطه سلطنتی مقامی غیر پاسخگو و غیر مسئول است.
هم میهن عزیز ، عدم اعتماد و منفی نگری به شخصیت های سیاسی یکی از معضلات سنگین براندازان رژیم در امروز هست . به نظر بنده امروز با توجه به قابلیت عصر کامپیوتر و ثبت جزئی ترین گفته ها و عملکردها به راحتی میشود بر بدبینی ها غالب شد . ضمن اینکه بر اساس فرمایش شما این مسائل ناشی از تجربه تلخ فریب سال 57 میباشد . هر چند در همان ایام هم روح الله خمینی در بیاناتش ریشه های استبدادی را کاملا نشان میداد . ولی مردم به وعده ها بیشتر توجه کردند و روشنفکران و نهادهای سیاسی هم چون در بخش حکومت بدنبال مشارکت بودند سکوت کردند . بهتر است به این نکته توجه داشته باشیم که نحوه و توان نگرش مردم ما به مسائل با سال 57 خیلی متفاوت شده .بنابراین شخصا معتقدم که احتمال اینکه شخصیت سیاسی بتواند مردم را ابزار قدرتی خود قرار بدهد بسیار کم هست .
پاسخ دادنحذفشخص شاهزاده رضا پهلوی همیشه در برابر افراد رادیکال واکنش کاملا شفافی را نشان داده و این دسته را بعنوان هوادار خود نمیشناسد . در این رابطه مدارک مستند زیادی هست . و اما در مورد کودتای 28 مرداد بعرض برسانم شخصا معتقدم تاریخ ما مبتلا به تحریفات و ناخالصی های زیادی هست و راه عقلانی این هست که بحث در مورد تاریخ را به تاریخ شناسان و یا متخصصین این امر واگذار کنیم . اینکه 28 مرداد کودتا بود یا قیام معضل امروز کشور ایران نیست . هر دو طرف معادله 28 مرداد استناد به مطالبی میکنند که ادعای آنان را درست جلوه میدهد . بنده شخصا علاقه ای به حل این موضوع ندارم . چون شخصیت رضا پهلوی را کاملا متفاوت با پدرانشان میبینم . ضمن اینکه شخصا احترام زیادی هم برای پدانشان قائلم . رضا پهلوی در باب شخصیت شادروان مصدق مطالبی رو گفتند که نشان دهنده بزرگی این شخصیت ملی هست .
پاسخ دادنحذف